4159 / 45 -
من عدل فى سلطانه و بذل إحسانه أعلى اللَّه شأنه و أعزّ أعوانه .
5 / 396 كسى كه در دوران پادشاهى خود به عدل و داد رفتار كند ، و احسان خود را بذل كند خداوند كارش را بلند گرداند و اعوان و انصارش را غالب كند .
4160 / 46 -
منازعة الملوك تسلب النّعم .
6 / 133 منازعه با پادشاهان نعمتها را سلب كند .
4161 / 47 -
من حقّ الملك أن يسوس نفسه قبل جنده . 6 / 25 از حق پادشاه ( كه بر او لازم و ثابت ) است آنكه خويشتن را پيش از لشكريانش سياست و تدبير كند .
4162 / 48 -
من حقّ الرّاعى أن يختار لرعيّته ما يختاره لنفسه . 6 / 25 از حق سرپرستان آن است كه براى رعيت و زير دستان خود انتخاب كند آنچه را براى خود انتخاب مىكند .
4163 / 49 -
لا ترغب فى خلطة الملوك فإنّهم يستكثرون من الكلام ردّ السّلام ، و يستقلّون من العقاب ضرب الرّقاب . 6 / 300 رغبت نكن براى آميزش و اختلاط با پادشاهان ، كه اينان ( به خاطر غرور و نخوتى كه دارند ) در مورد سخن گفتن جواب سلام را بزرگ شمارند ، و در مورد عقاب كردن ، گردن زدن را كوچك شمارند . « 1 »
4164 / 50 -
لا تكثرنّ الدّخول على الملوك فإنّهم إن صحبتهم ملّوك و طن نصحتهم غشّوك . 6 / 299 رفتن نزد پادشاهان را زياد نكن ( و هر چه مىتوانى كمتر بر آنها در آى ) كه اگر صحبت دارى با ايشان از تو آزرده شوند ، و اگر نصيحتشان كنى با تو نيرنگ زنند و نپذيرند .
هامش
( 1 ) - يعنى آن قدر غرور و نخوت دارند كه اگر پاسخ سلام را بدهند يك دنيا منّت گذارند كه ما اين قدر با تو سخن گفتيم كه جواب سلام تو را داديم ، و در هنگام عقوبت هم گردن زدن را چيز اندكى به شمار آورند ، و هيچ اهميتى براى آنها ندارد ، بنابر اين آميزش با اين طبقه جز خسارت دنيا و آخرت براى انسان بهرهاى ندارد .