تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
سعيا لدنياه . 6 / 145 ( و نيز فرموده : ) هوا و هوس را از اعماق وجود خويش بيرون مىكشد ، و براى رسيدن به خواسته‌هاى دنياى خود تلاش مىكند .

3323 / 10 -

لسانه كالشّهد و لكن قلبه سجن للحقد . 5 / 125 ( و در همين باره در جاى ديگر فرموده : ) زبان او مانند عسل است ، ولى قلبش زندانى براى كينه و عقد است .

3324 / 11 -

ربّ قاعد عمّا يسرّه . 4 / 70 بسا مردمى كه آسوده و بىخيال از تلاش براى چيزى كه شادمانشان كند آرميده‌اند .

3325 / 12 -

لا ازدجار لمن لا إقلاع له . 6 / 401 ترس و وحشتى نيست براى كسى كه دل از چيزى نمىكند .

3326 / 13 -

لا يحتسب رزّيّة و لا يخشع تقيّة لا يعرف باب الهدى فيتّبعه و لا باب الرّدى فيصدّ عنه . 6 / 429 نه مصيبتى را به حساب آورد ، و از آن پروا دارد و نه پرهيزى دارد كه پروايى داشته باشد ، راه پيروى هدايت را نمىشناسد تا پيرويش كند و نه جاى هلاكت را كه از آن روى بگرداند . « 1 »

3327 / 14 -

لا مرحبا بوجوه لا ترى إلّا عند كلّ سوء . 6 / 430 خوشى مباد بر چهره‌هايى كه جز به هنگام بدىها ديده نشود . « 2 »

3328 / 15 -

جعل خوفه من العباد نقدا و من خالقهم ضمانا و وعدا . 3 / 371 ترس از بندگان خدا را نقد و حاضر مىشمارد ، و ترس از خداى خالق را ضمانت و وعده مىپندارد . « 3 »

باب الذنب و العصيان ( گناه ، نافرمانى )

3329 / 1 -

المعصية حين . 1 / 36 نافرمانى هلاكت و نابودى است .
هامش
( 1 ) - اين سخنان را در نكوهش شخصى فرموده است . ( 2 ) سيد رضى ( ره ) فرمود : اين سخنان را هنگامى فرمود كه جنايتكارى را نزد آن حضرت آوردند و جمعى اوباش همراهش بودند . ( 3 ) اين كلام قسمتى از خطبه ( 160 ) نهج البلاغه است كه امام عليه السلام در مذمّت برخى از مردم فرموده و در آنجا « ضمار » با رأى مهملة به جاى « ضمان » است ، و ضمار به معناى وعدهء پوچ و دروغ است .