3096 / 3 -
دول الفجّار مذلّة الأبرار . 4 / 11 دولتهاى بدكاران خوار كنندهء خوبان است .
3097 / 4 -
دولة الأوغاد مبنيّة على الجور و الفساد . 4 / 11 دولت مردمان پست ، بر ستم و تباهى پى ريزى شده است .
3098 / 5 -
صواب الرّأى بالدّول و يذهب بذهابها . 4 / 199 درستى رأيها به وجود دولتهاست و با رفتن آنها مىرود . « 1 »
3099 / 6 -
الدّولة تردّ خطأ صاحبها صوابا و صواب ضدّه خطاء . 2 / 53 داشتن دولت چنان است كه خطاى دولتمرد را به صواب و درستى باز گرداند ، و صواب ضدّ آن را خطا به حساب آورد . « 2 »
3100 / 7 -
لكلّ دولة برهة . 5 / 14 هر دولتى را دورانى است .
3101 / 8 -
الدّولة كما تقبل تدبر . 1 / 321 دولت همانگونه كه رو آورد پشت كند .
3102 / 9 -
من لم يحسن فى دولته خذل فى نكبته . 5 / 446 كسى كه در دوران دولتمردى خود احسان نكند در زمان بيچارگى و نكبت خوار گردد .
3103 / 10 -
من أعود الغنائم دولة الأكارم . 6 / 34 از سودمندترين غنيمتها دولت مردمان گرامى و بلند مرتبه است .
3104 / 11 -
مجاملة أعداء اللَّه فى دولتهم تقيّة من عذاب اللَّه و حذر من معارك البلاء فى الدّنيا . 6 / 142 سلوك نيكو با دشمنان خدا در زمان دولت ايشان ، نگهدارنده است از عذاب خدا و پرهيزى است از معركههاى بلا در دنيا .
هامش
( 1 ) - شارح ( ره ) گويد : مراد اين است كه غالب اين است كه ارباب دولتها تا دولت دارند رأيها و انديشههاى ايشان درست است و خطا نمىكنند در آنها ، و همين كه دولت از ايشان زايل شد ، رأيهاى ايشان سست شود و اكثر خطا كنند در آنها .
( 2 ) يعنى اين از آثار دولت و دولت دارى است ، كه مردم اين گونه توجيهگر دولتها مىشوند ، چون « النّاس على دين ملوكهم » .