سويداء قلبه : همّ يشغله ، و غمّ يحزنه حتّى يؤخذ بكظمه ، فيلقى بالفضاء منقطعا أبهراه ، هيّنا على اللَّه فناءه ، بعيدا على الإخوان لقاؤه . 5 / 434 كسى كه عشق به دنيا را شعار خويش گرداند ، دنيا خاطرش را از اندوههايى پر كند كه بر سويداى قلبش برقصد ، ( و آنها عبارت است ) از اندوهى كه سرگرمش كند ، و غمى كه محزونش سازد ، تا اينكه او را بخشش بگيرد ( در هنگام مرگ ) و بيفتد در فضا در حالى كه رگهاى قلبش پاره شده و در پيشگاه خداوند خوار گشته ، و ديدارش بر برادران ، دور و منقطع گرديده است .
3034 / 266 -
من اعتمد على الدّنيا فهو الشّقىّ المحروم . 5 / 442 كسى كه بر دنيا اعتماد كند بدبخت و محروم است .
3035 / 267 -
من خدم الدّنيا استخدمته و من خدم اللَّه سبحانه خدمته . 5 / 444 كسى كه خدمت دنيا كند ، دنيا به خدمتش گيرد ، و كسى كه خدمت خدا كند دنيا خدمتش كند .
3036 / 268 -
من كانت الدّنيا همّه طال يوم القيامة شقاؤه و غمّه . 5 / 446 كسى كه دنيا فقط هدف و اندوهش باشد روز قيامت بدبختى و اندوهش طولانى گردد .
3037 / 269 -
من سلا عن مواهب الدّنيا عزّ . 5 / 462 كسى كه از بخششهاى دنيا كناره گيرد عزيز گردد .
3038 / 270 -
من نكد الدّنيا تنغيص الاجتماع بالفرقة و السّرور بالغصّة .
6 / 24 از سختى و دشوارى زندگى دنياست كه اجتماع دوستان را با جدا كردن يكديگر بر هم زند ، و شادمانى را به اندوه و غصّه تبديل كند .
3039 / 271 -
من هوان الدّنيا على اللَّه أن لا يعصى إلّا فيها . 6 / 31 از پستى دنيا نزد خداوند آن است كه نا فرمانى خدا جز در دنيا نشود .
3040 / 272 -
من ذمامة الدّنيا عند اللَّه أن