به خاطر دوستى دنيا گوشها از شنيدن حكمت ( علم و صحيح و راست ) كر شدهاند و دلها از نور بصيرت و بينايى كور شده است .
3011 / 243 -
لم يصف اللَّه سبحانه الدّنيا لأوليائه و لم يضنّ بها على أعدائه .
5 / 94 صاف و گوارا نگردانيد خداوند دنيا را براى اولياى خود ، و بخل نورزيد بدان بر دشمنانش .
3012 / 244 -
لم يلق أحد من سرّاء الدّنيا بطنا ، إلّا منحته من ضرّائها ظهرا . 5 / 95 هيچكس از دنيا روى خوشى نديد جز آنكه با سختى و بد حالى پشت بد و كرد .
3013 / 245 -
لو عقل أهل الدّنيا لخربت الدّنيا . 5 / 111 اگر مردم دنيا خردورى مىكردند ( و عاقل بودند ) دنيا خراب مىشد ( زيرا همه از دنيا دست كشيده و دنيا به ويرانهاى تبديل مىشد ) .
3014 / 246 -
لو كانت الدّنيا عند اللَّه محمودا لاختصّ بها أوليائه ، لكنّه صرف قلوبهم عنها و محا عنهم منها المطامع . 5 / 119 اگر دنيا در پيش خدا پسنديده بود آن را مخصوص دوستان خود مىنمود ، ولى خداوند دلهاى اينان را از دنيا بگردانده و طمعهاشان را از دنيا محو كرده است .
3015 / 247 -
من طلب من الدّنيا ما يرضيه كثر تجنّيه و طال تعدّيه .
5 / 312 كسى كه از دنيا بخواهد به مقدارى كه خوشنودش سازد نسبتهاى ناروايش ( به ديگران ) بسيار گردد ، و تعدّى و تجاوزش طولانى شود .
3016 / 248 -
لو بقيت الدّنيا على أحدكم لم تصل إلى من هى فى يديه . 5 / 122 اگر دنيا براى يكى از شما مىماند ( و پايدار بود ) به دست كسى كه اكنون در دست اوست نمىرسيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - يعنى هيچكس حاضر نبود آن را از دست بدهد ، و در دست ديگران مانده بود و به شما نمىرسيد .