تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
صدّقها ، و دار عافية لمن فهم عنها ، و دار غنى لمن تزوّد منها ، و دار موعظة لمن اتّعظ بها ، قد آذنت ببينها ، و نادت فراقها و نعت نفسها و أهلها ، فمثّلت لهم ببلائها البلاء ، و شوّقتهم بسرورها إلى السّرور راحت بعافية و تبكّرت بفجيعة ، ترغيبا و ترهيبا و تخويفا و تحذيرا ، فذمّها رجال غداة النّدامة ، و حمدها آخرون ذكّرتهم فذكروا ، و حدّثتهم فصدّقوا و وعظتهم فاتّعظوا منها الغير و العبر . 2 / 652 به راستى كه دنيا خانهء صدق و راستى است براى آن كس كه با آن به راستى رفتار كند ، و خانهء تندرستى است براى آن كس كه از آن چيزى بفهمد ، و سراى بىنيازى است براى آن كس كه از آن توشه بر گيرد ، و جاى اندرز است براى كسى كه از آن اندرز گيرد ، جدايى خود را اعلام داشته ، و از فراق خود خبر داده و مرگ خود و اهلش را بيان كرده ، پس دنيا با نمونه‌هايى از بلا ، گرفتارى را به آنها نشان داد ، و با سرور و خوشحالىاش دلها را به خوشحالى متوجه ساخت ، گاه به هنگام عصر در عافيت است ، و به هنگام صبح در مصيبت ، تا ترغيب كند و بترساند ، و بيم دهد و بر حذر دارد ، مردمى در بامداد پشيمانى ، بدگوى او بودند ، و مردمى ديگر ( در روز قيامت ) آن را ستودند ، به يادشان آورد و ياد آور شدند ، با آنان سخن گفت و تصديقش كردند ، و اندرزشان داد و آنها از آن دگرگونيها و عبرتها پذيرا شدند .

2892 / 124 -

إنّ الدّنيا منتهى بصر الأعمى لا يبصر ممّا ورائها شيئا و البصير ينفذها بصره ، و يعلم أنّ الدّار ورائها فالبصير منها شاخص و الأعمى إليها شاخص و البصير منها متزوّد و الأعمى لها متزوّد . 2 / 655 به راستى كه دنيا پايان ديدهء نابيناست كه پشت سر آن را هيچ نمىبيند ، ولى انسانهاى بينا ديده‌شان از اين دنيا بگذرد ، و مىداند كه سراى پايدار در پشت آن است ، پس انسان بينا از دنيا مىرود ، ولى نابينا به سوى دنيا مىرود ، و شخص بينا از آن توشه بردارد ، ولى نابينا براى دنيا توشه گيرد .