در آن فرود آيند سلامت ندارند ، زندگى در آن نكوهيده ، و امنيّت در آن ناياب است .
2882 / 114 -
إنّ الدّنيا حلوة نضرة حفّت بالشّهوات و راقت بالقليل و تحلّت بالآمال و تزيّنت بالغرور ، لا تدوم حبرتها و لا تؤمن فجعتها ، غرّارة ضرّارة حائلة زائلة نافذة بائدة أكّالة غوّالة . 2 / 649 به راستى كه دنيا شيرين و زيبا و درخشنده است ، شهوتها احاطهاش كرده اندكى باران زلال بخشش باريده و به آرزوها آراسته ، و به فريب زينت يافته ، شادمانىاش پايدار نيست ، از مصيبتش كسى ايمن نيست ، پر فريب ، پر زيان در حال تغيير ، زوال پذير ، فنا پذير ، نابود كننده ، خورنده ، هلاك كننده است .
2883 / 115 -
إنّ الدّنيا يونق منظرها و يوبق مخبرها قد تزيّنت بالغرور و غرّت بزينتها ، دار هانت على ربّها فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشّرها و حلولها بمرّها ، لم يصفها اللَّه لأوليائه و لم يضنّ بها على أعدائه . 2 / 650 به راستى كه دنيا ديدنش ديدار كننده را خوش آيد ، ولى سرانجامى نابود كننده دارد ، به فريب آراسته شده ، و به زيور خود مردم را فريفته ، سرايى كه نزد پروردگارش خوار است ، حلال آن به حرام ، و خير آن به شرّ ، و شيرين آن به تلخى آميخته ، خداوند براى اولياء خود آن را پاك نكرده و بر دشمنانش به آن بخل نورزيده است .
2884 / 116 -
إنّ للدّنيا مع كلّ شربة شرقا و مع كلّ أكلة غصصا ، لا تنال منها نعمة إلّا بفراق أخرى ، و لا يستقبل فيها المرء يوما من عمره إلّا بفراق آخر من أجله ، و لا يحيى له فيها أثر إلّا مات له أثر . 2 / 651 به راستى كه دنيا را با هر نوشيدنى شكستنى در گلو ، و با هر لقمهاى گلوگيرى است ، به نعمتى از آن نرسند جز با فراق از ديگرى ، آدمى در اين دنيا به استقبال روزى از عمر خود نرود جز با جدا شدن روزى ديگر از اجل خويش ، زنده نگردد براى او در اين دنيا اثرى جز اينكه اثر ديگرى از او خواهد مرد .