تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بگردان پيش از آنكه دنيا از تو روى بگرداند ، و جايگزين كن آن را پيش از آنكه دنيا برايت ديگرى را جايگزين كند .

2879 / 111 -

إنّ الدّنيا سريعة التّحوّل كثيرة التّنقّل شديدة الغدر دائمة المكر فأحوالها تتزلزل و نعيمها يتبدّل و رخاؤها يتنقّص و لذّاتها تتنغّص و طالبها يذلّ و راكبها يزلّ . 2 / 648 به راستى كه دنيا دگرگونىاش سريع ، جابجايىاش بسيار ، بى وفايىاش سخت ، فريبش هميشگى ، احوالش متزلزل ، نعمتهايش متبدّل ، فراخى زندگى در آن رو به نقصان ، لذتهايش تيره و ناخالص ، خواهنده‌اش خوار ، و سوار شونده بر آن بلغزد .

2880 / 112 -

إنّ الدّنيا ربّما أقبلت على الجاهل بالاتّفاق و أدبرت عن العاقل بالاستحقاق ، فإن أتتك منها سهمة مع جهل أو فاتتك منها بغية مع عقل فإيّاك أن يحملك ذلك على الرّغبة فى الجهل و الزّهد فى العقل فإنّ ذلك يزرى بك و يرديك . 2 / 645 به راستى كه دنيا بسا باشد كه رو آورد به شخص نادان به صورت اتفاق ، و برگردد از عاقل از روى استحقاق « 1 » در اين صورت اگر در حال نادانى بخشى از آن به نزدت آمد ، و يا با داشتن عقل خواسته‌اى از آن از دستت رفت ، مبادا تو را وادارد كه به نادانى ميل كنى و نسبت به عقل و دانايى بىرغبت شوى كه اين كار تو را به عيب و نابودى كشاند .

2881 / 113 -

إنّ الدّنيا دار بالبلاء معروفة و بالغدر موصوفة ، لا تدوم أحوالها و لا يسلم نزّالها العيش فيها مذموم و الأمان فيها معدوم . 2 / 643 به راستى كه دنيا سرايى است به بلا و گرفتارى شناخته شده ، و به بى وفايى موصوف ، حالاتش پايدار نيست ، آنها كه
هامش
( 1 ) - مراد از اتّفاق و استحقاق اين است كه روى آوردن دنيا به شخص نادان به صورت اتفاق يعنى به صورت موافقت وضع دنيا با وضع جاهل است ، و ادبار دنيا از عاقل نيز به صورت استحقاق است ، يعنى وضع دنيا با شخص عاقل سازگار نيست و لذا اگر به او نرسيد شايستهء او همين بوده ، و اين مطلب را حافظ به صورت بسيار ظريفى در شعر خود آورده كه گويد :جهان به مردم نادان دهد زمام مراد * تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 379 | عبد الواحد الآمدى التميمي / سيد هاشم رسولى محلاتى