2875 / 107 -
إنّ الدّنيا خيرها زهيد و شرّها عتيد و لذّتها قليلة و حسرتها طويلة تشوب نعيمها ببؤس و تقرن سعودها بنحوس و تصل نفعها بضرّ و تمزج حلوها بمرّ . 2 / 640 به راستى كه دنيا خير و خوبى آن كم و شرّ و بدىاش آماده ، لذّتش اندك ، و حسرت و افوسش دراز و طولانى ، نعمتهاى خود را به سختى و دشوارى آميخته است ، و خجستگى خود را به شوم و نحس همراه كرده ، سودش را به زيان پيوند زند ، و شيرينش را به تلخى آميخته است .
2876 / 108 -
إنّ من نكد الدّنيا أنّها لا تبقى على حالة و لا تخلو من استحالة تصلح جانبا بفساد جانب ، و تسرّ صاحبا بمساءة صاحب ، فالكون فيها خطر و الثّقة بها غرر ، و الإخلاد إليها محال و الاعتماد عليها ضلال . 2 / 648 به راستى از بىخيرى و بىارزشى دنيا است كه بر هيچ حالتى پايدار نيست و پيوسته در حال دگرگونى است ، يك طرف را اصلح كند به فساد و تباهى طرف ديگر ، يكى را خوشحال كند با اندوه آن ديگر ، بودن در آن خطرناك و اعتماد بدان خطرناكتر ، جاويد ماندن در آن محال ، و اعتماد بر آن گمراهى است .
2877 / 109 -
إنّ الدّنيا ظلّ الغمام و حلم المنام و الفرح الموصول بالغمّ و العسل المشوب بالسّمّ سلّابة النّعم أكّالة الأمم جلّابة النّقم . 2 / 644 به راستى كه دنيا سايهء ابر ، و مجرّد خواب و خيالى است ، شادى بسته به اندوه ، عسل آلوده به زهر ، ربايندهء نعمتها ، خورندهء امّتها ، جذب كنندهء عقوبتهاست .
2878 / 110 -
إنّ الدّنيا لا تفى لصاحب و لا تصفو لشارب ، نعيمها ينتقل و أحوالها تتبدّل و لذّاتها تفنى و تبعاتها تبقى ، فأعرض عنها قبل أن تعرض عنك ، و استبدل بها قبل أن تستبدل بك .
2 / 645 به راستى كه دنيا به كسى وفا نكند ، و براى هيچ آشامندهاى پاك نگردد ، نعمتهايش دست به دست شود ، و حالاتش تبدّل پذيرد ، لذتهايش فانى شود ، و پىآمدهايش بماند ، پس از اين دنيا روى