تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

2867 / 99 -

إنّ الدّنيا دار أوّلها عناء و آخرها فناء ، فى حلالها حساب و فى حرامها عقاب ، من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن . 2 / 635 دنيا سرايى است كه آغازش رنج و سختى ، و انجامش فنا و نيستى ، در حلال آن حساب و در حرامش عقاب است ، هر كه در دنيا توانگر شود به فتنه افتد ، و هر كه فقير و نيازمند گردد اندوهناك شود .

2868 / 100 -

إنّ الدّنيا تخلق الأبدان و تجدّد الآمال و تقرّب المنيّة و تباعد الأمنيّة كلّما اطمئنّ صاحبها منها إلى سرور أشخصته منها إلى محذور . 2 / 639 به راستى كه دنيا بدنها را كهنه و اميدها را نو و تازه كند ، مرگ را نزديك و آرزوها را دور گرداند ، هر گاه آرام گيرد دنيا دار به شادمانى و سرورى ، او را بركند از آن سرور و شادمانى به سوى گرفتارى و محذورى .

2869 / 101 -

إنّ الدّنيا دار شخوص و محلّة تنغيص ، ساكنها ظاعن و قاطنها بائن و برقها خالب و نطقها كاذب و أموالها محروبة و أعلاقها مسلوبة ، ألا و هي المتصدّية العتون و الجامحة الحرون و المانية الخؤون . 2 / 636 به راستى كه دنيا سراى ناپايدار و گذرا ، و جايگاه سختى و مشقت است ، ساكنانش مسافر و مقيمانش مجبور به ترك آن هستند ، زرق و برقش نيرنگ ، و گفتارش دروغ ، اموال و ثروتش يغماى غارتگران ، متاع گرانبهايش غنيمت دزدان ، آگاه باشيد كه دنيا همچون زنى است روسپى هوس انگيز كه خود را نشان دهد و سپس با نفرت پشت كند ، و همچون مركبى است سركش كه از رفتار باز ايستد ، و دروغگويى است خيانت پيشه .

2870 / 102 -

إنّ الدّنيا دار محن و محلّ فتن من ساعاها فاتته ، و من قعد عنها واتته و من أبصر إليها أعمته ، و من بصر بها بصّرته . 2 / 637 به راستى كه دنيا خانهء محنتها و جايگاه فتنه‌هاست ، كسى كه در راهش تلاش كند ، از دستش برود ، و كسى به دنبالش نرود به سراغش آيد ، كسى كه به سويش نظر