تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
به راستى كه دنيا رو آورد بسان رو آوردن جوينده ، و پشت كند بسان پشت كردن گريزنده ، بپيوندد همچون پادشاهان ، و جدا شود جدا شدن آدمهاى شتابان .

2863 / 95 -

إنّ الدّنيا لهى الكنود العنود و الصّدود الجحود ، و الحيود الميود ، حالها انتقال و سكونها زلزال ، و عزّها ذلّ و جدّها هزل و كثرتها قلّ و علوّها سفل ، أهلها على ساق و سياق و لحاق و فراق ، و هى دار حرب و سلب و نهب و عطب . 2 / 630 به راستى كه دنيا مركبى است سركش و كج رفتار ، باز دارنده و انكار كننده است ، از راه حق به يكسو رود ، و منحرف گردد ، حالتش جابه‌جا كردن و آرامشش لرزان ، عزتش خوارى ، و جدّى بودنش شوخى ، زيادىاش اندك و بلندىاش پايين ، مردم آن در حال سختى و جان كندن ، و پيوستن و جدا شدن هستند ، و دنيا سراى ربودن و غارت و هلاكت است .

2864 / 96 -

إنّ الدّنيا منزل قلعة و ليست بدار نجعة ، خيرها زهيد و شرّها عتيد و ملكها يسلب و عامرها يخرب . 2 / 630 به راستى كه دنيا خانه‌اى است عاريتى و جاى ماندن نيست ، خير و خوبى آن اندك ، و شرّ و بدى آن آماده ، و دارايى آن ربوده شود ، و آبادش ويران گردد .

2865 / 97 -

إنّ الدّنيا غرور حائل و ظلّ زائل و سناد مائل ، تصل العطيّة بالرّزيّة و الأمنيّة بالمنيّة . 2 / 634 به راستى كه دنيا فريب دهنده‌اى است دگرگون شونده ، سايه‌اى است رفتنى ، تكيه گاهى است كج ، بخشش را به مصيبت و آرزو را به مرگ پيوند زند .

2866 / 98 -

إنّ الدّنيا عيشها قصير و خيرها يسير و إقبالها خديعة و إدبارها فجيعة و لذّاتها فانية ، و تبعاتها باقية . 2 / 635 به راستى كه دنيا زندگىاش كوتاه و خير و خوبىاش اندك ، اقبالش نيرنگ ، و ادبارش مصيبت ، لذتهايش نابود شدنى و فانى ، ولى پى آمدهايش به جاى ماندنى است .