كسى كه دنياى حاضر ، بيشتر از آخرت ، او را در اختيار گيرد ، و كارهاى دنيا بيشتر از كارهاى آخرت بر او چيره گردد ، به راستى كه سراى پايدار را به دنياى فانى و ناپايدار فروخته ، و خانهء جاويدان را به سراى نابودى معاوضه كرده و خود را به هلاكت افكنده ، و بهرهء متغيّر و زوال پذير را براى خود پسنديده و خود را از راه راست باز داشته است .
2854 / 86 -
إنّ الدّنيا دار عناء و فناء و غير و عبر و محلّ فتنة و محنة .
2 / 623 به راستى كه - دنيا خانهء رنج و نابودى و دگرگونى و پند آموزى ، و جايگاه فتنه و محنت است .
2855 / 87 -
إنّ الدّنيا دار فجائع من عوجل فيها فجع بنفسه ، و من أمهل فيها فجع بأحبّته . 2 / 623 به راستى كه دنيا سراى مصيبتهاى بزرگ است ، هر آنكس كه در رفتنش شتاب شود ( و عمرش كوتاه گردد ) دچار مصيبت خويش گردد ، و هر كسى را كه مهلتش دهند ( و عمر طولانى كند ) دچار مصيبت دوستان خود گردد .
2856 / 88 -
إنّ الدّنيا قد أدبرت و آذنت بوداع ، و إنّ الآخرة قد أقبلت و أشرفت باطّلاع . 2 / 624 به راستى كه دنيا روى گردانده و وداع خويش را اعلام داشته ، و آخرت روى آورده و طلايهء آن آشكار گرديده است .
2857 / 89 -
إنّ الدّنيا معكوسة منكوسة لذّاتها تنغيص ، و مواهبها تغصيص و عيشها عناء و بقائها فناء ، تجمح بطالبها و تردى راكبها ، و تخون الواثق بها ، و تزعج المطمئنّ إليها ، و إنّ جمعها إلى انصداع و وصلها إلى انقطاع . 2 / 624 به راستى كه دنيا وارونه و واژگون شده ، لذتهايش تيره كننده ، بخششهايش اندوهزا ، زندگى آن رنج و تعب ، ماندنش ناپايدار ، براى جويندهاش چموشى و سركشى كند ، و سوار خود را به هلاكت افكند ، و به كسى كه بدان اطمينان كند خيانت ورزد ، و آنكه را به او اعتماد كند از جاى بركند ، جمع آن به پراكندگى گرايد ، و