تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

2841 / 73 -

أخسر النّاس من رضى الدّنيا عوضا عن الآخرة . 2 / 414 زيانكارترين مردم كسى است كه به جاى آخرت به دنيا راضى و خشنود گشته است .

2842 / 74 -

أهل الدّنيا غرض النّوائب و ذريّة المصائب و نهب الرّزايا . 2 / 437 دنيا داران هدف آماج حوادث ناگوار ، و باده بردهء مصيبتها ، و غارت شدهء اندوهها و رنجها هستند .

2843 / 75 -

أسعد النّاس بالدّنيا التّارك لها و أسعدهم بالآخرة العامل لها . 2 / 464 نيكبخت‌ترين مردم نسبت به دنيا كسى است كه آن را واگذارد ، و نيكبخت‌ترين مردم نسبت به آخرت كسى است كه براى آن كار كند .

2844 / 76 -

أبلغ ناصح لك الدّنيا لو انتصحت بما تريك من تغاير الحالات و تؤذنك به من البين و الشّتات . 2 / 480 رساترين نصيحت كننده براى تو دنيا است اگر از آن پند گيرى ، بدانچه تو را نشان دهد از دگرگونى حالات ، و آگاه كند تو را از دورىها و پراكندگىها .

2845 / 77 -

إنّ بطن الأرض ميّت و ظهرها سقيم . 2 / 494 به راستى كه درون زمين مرده و ظاهر آن بيمار است . « 1 »

2846 / 78 -

إنّ جدّ الدّنيا هزل و عزّها ذلّ و علوها سفل . 2 / 503 به راستى كه مسائل جدّى دنيا شوخى ، و عزّتش خوارى ، و بلندىاش پستى است .

2847 / 79 -

إنّ الدّنيا دار خبال و و بال و زوال و انتقال ، لا تساوى لذّاتها تنغيصها ، و لا تفى سعودها بنحوسها و لا يقوم صعودها بهبوطها . 2 / 515 به راستى كه دنيا خانهء نابودى و سختى و
هامش
( 1 ) - يعنى دنيا شايستگى آن را ندارد كه كسى بر آن حرص ورزد ، زيرا درونش مردگانند ، و برونش نيز بيمارانى كه مشرف به مرگند ، و چنين جايى شايستهء دلبستگى نيست ، و به قول آن شاعر :دينى آنقدر ندارد كه بر او رشك برند * يا وجود و عدمش را غم بيهوده خورندو شارح مرحوم ( ره ) براى اين كلام معناهاى ديگرى نيز نموده كه هر كه خواهد مىتواند به جلد دوم ص 494 مراجعه نمايد .