تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
سرابى است كه زوال پذيرد ، و تكيه گاهى است متمايل به كجى كه فرو ريزد .

2816 / 48 -

الدّنيا شرك النّفوس و قراره كلّ ضرّ و بؤس . 2 / 119 دنيا دام و كمند جانها و قرارگاه هر زيان و سختى است .

2817 / 49 -

أوقات الدّنيا و إن طالت قصيرة ، و المتعة بها و إن كثرت يسيرة . 2 / 160 اوقات دنيا اگر چه به درازا كشد كوتاه است ، و بهره‌مندى از آن اگر چه بسيار باشد اندك خواهد بود .

2818 / 50 -

اعزف عن دنياك تسعد بمنقلبك و تصلح مثواك . 2 / 181 خويشتن را از دنيا باز دار تا نسبت به بازگشتگاه خود ( سراى آخرت ) نيكبخت گردى و جايگاه خود را اصلاح كنى .

2819 / 51 -

انظر إلى الدّنيا نظر الزّاهد المفارق ، و لا تنظر إليها نظر العاشق الوامق . 2 / 205 به دنيا بنگر نگريستن كسى كه بدان رغبتى ندارد و از آن جدا گردد ، و منگر بدان نگريستن عاشقى شيدا !

2820 / 52 -

ارفضوا هذه الدّنيا ذميمة فقد رفضت من كان أشعف بها منكم . 2 / 242 واگذاريد و رها كنيد اين دنياى مذموم و نكوهيده را كه واگذارده است آنهايى را كه علاقه‌شان از شما به دنيا بيشتر بوده ( و به آنها وفا نكرده تا چه رسد به شما ) .

2821 / 53 -

اهربوا من الدّنيا و اصرفوا قلوبكم - عنها ، فإنّها سجن المؤمن حظّه منها قليل ، و عقله بها عليل و ناظره فيها كليل . 2 / 260 بگريزيد از دنيا و دلهاتان را از آن باز گردانيد ، كه دنيا زندان مؤمن است ، بهره‌اش از دنيا اندك ، و خرد و عقل او نسبت به دنيا بيمار ، و ديدهء او دربارهء آن كند است . « 1 »

2822 / 54 -

ارفضوا هذه الدّنيا التّاركة
هامش
( 1 ) - يعنى شخص با ايمان چون توجهى به دنيا ندارد عقل خود را براى دنيا به كار نيندازد ، و ديدهء خود را بدان نگشايد .