مىكند ، مىشكند . « 1 »
2800 / 32 -
أسباب الدّنيا منقطعة و عواريها مرتجعة . 1 / 359 اسباب و وسايل دنيا بريدنى ، و عاريتهاى آن بازگشتنى است . « 2 »
2801 / 33 -
الدّنيا سمّ آكله من لا يعرفه .
1 / 371 دنيا زهرى است و خورندهء آن كسى است كه آن را نمىشناسد . « 3 »
2802 / 34 -
الدّنيا معدن الشّرّ و محلّ الغرور . 1 / 383 دنيا مركز بدى و جايگاه فريب است .
2803 / 35 -
الدّنيا لا تصفوا لشارب و لا تفى لصاحب . 2 / 33 دنيا نوشيدنى صاف و بىآلايشى نيست براى كسى كه بخواهد بنوشد ، و به دنيا دار ، وفا نكند .
2804 / 36 -
الدّنيا مليئة بالمصائب طارقة بالفجائع و النّوائب . 2 / 34 دنيا آكنده و مالامال به مصيبتها است ، و كوبندهء درهاست در شب ، كه دردها و حادثههاى ناگوار بياورد .
2805 / 37 -
الدّنيا منتقلة فانية إن بقيت لك لم تبق لها . 2 / 52 دنيا جابجا شونده و نابود شدنى است كه اگر فرضا براى تو پايدار بماند ، تو براى آن پايدار نخواهى ماند .
2806 / 38 -
النّاس أبناء الدّنيا و الولد مطبوع على حبّ أمّه . 2 / 64 مردم فرزندان دنيا هستند ، و فرزند بر دوستى مادرش سرشته شده است .
هامش
( 1 ) - يعنى درست است كه دنيا بسيارى از شكستگيهاى زندگى دنيا و آخرت انسان را اصلاح مىكند ، ولى خود موجب شكستگىهايى نيز مىشود ، كه انسان عاقل بايد توجه داشته باشد كه دچار شكستگىهاى آن نشود .
( 2 ) همهء اسباب و وسائلى كه در دنياست از انسان جدا و بريده خواهد شد ، و متاعهاى دنيا كه به صورت عاريت نزد مردم دنياست به دنيا باز گردد ، و نزد هيچكس نخواهد ماند ، شاعر عرب در اين باره گويد :و ما المال و الاهلون الّا وديعة * و لا بدّ يوما ان تردّ الودائعو به همين مضمون شاعر پارسى زبان گفته است :مال دنيا كه بر سرش غوغاست * چند روزى به عاريت با ما است. ( 3 ) منظور آن كسى است كه همهء زندگى خود را در خوردنىها و لذات آن مىگذراند و غرق در دنيا گشته است .