1913 / 14 -
إنّما اللّبيب من استسلّ الأحقاد . 3 / 76 .
به راستى عاقل و خردمند كسى است كه كينهها ( ى مردم ) را از دل بيرون كرده باشد .
1914 / 15 -
بئس العشير الحقود . 3 / 254 آدم كينهور بد معاشرى است .
1915 / 16 -
تجنّبوا تضاغن القلوب و تشاحن الصّدور ، و تدابر النّفوس و تخاذل الايدى ، تملكوا أمركم . 3 / 304 از كينه توزى دلها ، و دشمنى داشتن در سينهها ، و پشت كردن به يكديگر ، و يارى ندادن و دستگيرى نكردن از همديگر ، دورى و اجتناب كنيد ، تا زمام امور خود را به دست گيريد .
1916 / 17 -
رأس العيوب الحقد . 4 / 51 اساس و سر عيبها كينه است .
1917 / 18 -
سبب الفتن الحقد . 4 / 121 سبب فتنهها كينه است .
1918 / 19 -
سلاح الشّرّ الحقد . 4 / 129 سلاح بدى و شرّ ، كينه است .
1919 / 20 -
شرّ ما سكن القلب الحقد .
4 / 164 بدترين چيزى كه در قلب جاى گير شود كينه است .
1920 / 21 -
طهّروا قلوبكم من الحقد فإنّه داء موبى . 4 / 256 دلهاتان را از كينه پاك كنيد كه بيمارى و با آورى است .
1921 / 22 -
من كثرة حقده قلّ عتابه . 5 / 203 كسى كه كينهاش بسيار باشد عتاب او ( و سرزنش و گلهاش ) كم است . « 1 »
1922 / 23 -
ليس لحقود أخوّة . 5 / 80 آدم كينه توز آخوّت و برادرى ندارد .
1923 / 24 -
من اطّرح الحقد استراح قلبه و لبّه . 5 / 236 كسى كه كينه را از درون خود به يك سو اندازد دل و قلبش آسوده و راحت شود .
هامش
( 1 ) - منظور اين است كه آدم كينه توز هنگامى كه از كسى ناراحت شود سرزنش نمىكند ، بلكه كينهء او را به دل مىگيرد تا در فرصت مناسب انتقام بگيرد ، اما كسى كه كينه توز نيست با ملامت و گله از طرف ، عقدهء دل را خالى كند ، و كينه او را به دل نگيرد .