مردمان فرزند كارهاى نيكى هستند كه انجام دهند .
باب الحظ ( بهره ، بخت )
1896 / 1 -
الحظّ يسعى إلى من لا يخطبه . 1 / 370 بهره مىشتابد به سوى كسى كه از او خواستگارى نكرده ( و به دنبال آن نرفته است ) .
1897 / 2 -
الحظّ للإنسان فى الأذن لنفسه و فى اللّسان لغيره . 2 / 38 بهرهء انسان ، آنچه از راه گوش است براى خود او است ، و آنچه در زبان است براى ديگران است . « 1 »
باب الحفظ ( نگهدارى )
1898 / 1 -
حفظ ما فى يدك خير لك من طلب ما فى يد غيرك . 3 / 411 نگه داشتن آنچه در دست تو است ( و قناعت كردن بدان ، كه محتاج در خواست از ديگران نشوى ) بهتر است براى تو از درخواست چيزى كه در دست ديگران است .
1899 / 2 -
عليك بحفظ كلّ أمر لا تعذر بإضاعته . 4 / 290 بر تو باد به نگهدارى كردن هر چيزى كه با از بين رفتن آن تو را معذور ندارند .
1900 / 3 -
هلك من لم يحرز أمره . 6 / 194 نابود گشت هر كس كه كار خود را نگهدارى نكرد .
باب الحقد ( كينه توزى )
1901 / 1 -
الحقد يذرى . 1 / 17 كينه ، نابود مىكند .
1 + 1901 / 2 -
الحقد مثار الغضب . 1 / 142 كينه ، سبب بر انگيختن خشم است .
1902 / 3 -
الحقد ألأم العيوب . 1 / 239 كينه ، پستترين عيبهاست .
1903 / 4 -
الحقود لا راحة له . 1 / 250 آدم كينه توز راحتى و آسايش ندارد .
1904 / 5 -
الحقد خلق دنىّ و مرض مردى . 1 / 388 كينه ، خويى پست است ، و بيمارى نابود كنندهاى است .
هامش
( 1 ) - يعنى بهرهاى كه نصيب خود انسان مىشود معمولا از راه گوش است ، با شنيدن معارف و علوم ، ولى براى ديگران از راه زبان او است كه آنها را براى ديگران بيان كند و ياد بدهد .