است .
1804 / 9 -
الكريم من بدأ بإحسانه . 1 / 241 كريم آن كسى است كه آغاز به احسان كند ( نه اينكه احسان ديگرى را به احسان پاداش دهد ) « 1 »
1805 / 10 -
الإحسان يسترقّ الإنسان .
1 / 264 احسان به بندگى در آورد انسان را .
1806 / 11 -
الإحسان ذخر و الكريم من حازه . 1 / 295 احسان ، اندوخته و ذخيرهاى است ، كه شخص كريم او را حيازت كند و به دست آورد .
1807 / 12 -
الجزاء على الإحسان بالإساءة كفران . 1 / 324 پاداش دادن احسان را به بدى ، كفران و ناسپاسى است . « 2 »
1808 / 13 -
الإحسان إلى المسىء أحسن الفضل . 1 / 354 بهترين فضيلتها احسان به كسى است كه ( نسبت به شما ) بدى كرده . « 3 »
1809 / 14 -
الإحسان إلى المسىء يستصلح العدوّ . 1 / 392 احسان به شخص بد كار ، دشمن ( و دشمنى ) را اصلاح كند .
1810 / 15 -
المحسن حيّ و إن نقل إلى منازل الأموات . 1 / 393 انسان نيكو كار زنده است و گر چه به گورستان منتقل گشته ، و از اين جهان رفته باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) - در صفحات گذشته در پاورقى شرحى بر اين مطلب ذكر شد و كلامى در اين باره از امام كاظم عليه السلام نقل شد كه مناسب است بدانجا رجوع نماييد .
( 2 ) ظاهرا منظور اين است كه در برابر احسانهايى كه خداوند به انسانها مىكند بدى كردن و نافرمانى كردن خداوند ناسپاسى و كفران نعمتهاى الهى است ، چنانچه در دعاهاى امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام به اين مضمون فقرات بسيارى آمده است .
( 3 ) پيش از اين در پاورقى اين شعر مذكور شد كه شاعر گويد :بدى را بدى سهل باشد جزا * اگر مردى « احسن الى من اساء »و در دعاى ماه مبارك رجب مىخوانيم . . . .
« عادتك الاحسان الى المسيئين ، و سبيلك الإبقاء على المعتدين » .
( 4 ) -سعديا مرد نكونام نميرد هرگز * مرده آن است كه نامش به نكويى نبرندكه با اين كلام امام عليه السلام مىتوانيم به جاى « نكو نام » « نكو كار » بگذاريم و ملاى رومى گويد : « مرد محسن ليك احسانش نمرد »