تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
4 / 51 اساس عقل و خرد دوستى كردن با مردم است .

1462 / 32 -

ربّ متودّد متصنّع . 4 / 57 بسا دوستىها كه ساختگى است ( و حقيقت ندارد ) .

1463 / 33 -

سلوا القلوب عن المودّات فإنّها شواهد لا تقبل الرّشا . 4 / 151 دوستىها را از دلها بپرسيد كه آنها گواهانى هستند كه رشوه نگيرند .

1464 / 34 -

صحّة الودّ من كرم العهد . 4 / 199 درستى دوستى از گرامى داشتن عهد و پيمان است ( چون دوستى نيز پيمانى است و بايد آن را گرامى داشت ) .

1465 / 35 -

عين المحبّ عمية عن معايب المحبوب ، و أذنه صمّاء عن قبح مساويه . 4 / 356 ديدهء دوست كور است از ( مشاهدهء ) عيبهاى دوست ، و گوشش كر است از زشتى بدىها او . « 1 »

1466 / 36 -

فى الضّيق و الشّدّة يظهر حسن المودّة . 4 / 407 در تنگى و سختى ، درستى و نيكويى دوستى آشكار گردد .

1467 / 37 -

فقد الأحبّة غربة . 4 / 413 از دست دادن دوستان ، غربت و تنهايى است .

1468 / 38 -

كلّ مودّة مبنيّة على غير ذات اللَّه ضلال ، و الاعتماد عليها محال . 4 / 543 هر دوستى و محبتى كه پايه‌اش بر چيزى غير از ذات مبارك خداى متعال پى ريزى شده باشد گمراهى است و تكيه بر آن محال است .

1469 / 39 -

كن للودّ حافظا و إن لم تجد محافظا . 4 / 604 دوستى را نگهدار اگر چه نگهبانى براى
هامش
( 1 ) - چنانچه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : « حبّك للشّى يعمى و يصمّ » دوست داشتن چيزى انسان را كور و كر مىكند . سعدى شيرازى نيز گويد :حقايق سرايى است آراسته * هوا و هوس گرد برخاسته نبينى كه آنجا كه برخاست گرد * نبيند نظر گر چه بيناست مرد