تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
جاى مىماند .

1261 / 28 -

ربّ موهبة خير منها الفجيعة . 4 / 74 چه بسا بخششى كه مصيبت بهتر از آن بخشش باشد . « 1 »

1262 / 29 -

خير الكرم جود بلا طلب مكافاة . 3 / 426 بهترين بخشندگىها آن است كه انتظار تلافى در آن نباشد .

1263 / 30 -

سنّة الكرام الجود . 4 / 129 روش مردمان گرامى و بلند مرتبه جود و بخشش است .

1264 / 31 -

عادة الكرام الجود . 4 / 331 عادت مردمان گرامى ، بخشش است .

1265 / 32 -

غاية الجود بذل الموجود . 4 / 374 نهايت مرتبهء جود و بخشش ، بذل و بخشش به موجود مىباشد .

1266 / 33 -

كن جودا مؤثرا أو مقتصدا مقدّرا و إيّاك أن تكون الثّالث . 4 / 603 يا جواد و بخشنده باش و يا ميانه رو اندازه گير ، و بپرهيز از اينكه ( جز اين دو ) شخص سوّمى باشى .

1267 / 34 -

من جاد اصطنع . 5 / 150 كسى كه داراى جود باشد احسان كند ( يعنى طبع انسان جواد احسان است و ساختگى نيست ) .

1268 / 35 -

من نال استطال . 5 / 140 كسى كه داراى عطا و بخشش باشد انعام و تفضّل كند . « 2 »
هامش
( 1 ) - مانند بخشش با منّت بسيار ، و يا بخشش از سوى مردمان پست . ( 2 ) شارح ( ره ) اين كلام را اين گونه ترجمه كرده : كسى كه برسد سر بلندى كند ، و سپس در شرح آن گويد : يعنى از اكثر مردم هر كه برسد به رفعت و دولتى يا به مطلبى سربلندى كند ، يا آنكه به شكرانهء آن كه خضوع و فروتنى نمايد تا آن باقى بماند و زياد گردد ( پايان ) . و ايشان « نال » را اجوف يايى گرفته و متعلق آن را نيز در تقدير گرفته ، و استطال را نيز به معناى « تطاول » گرفته كه همان معناى تكبر و سربلندى است ، و روى معناى ايشان اين حديث ربطى به باب جود و بخشش ندارد ، ولى مىتوان « نال » را اجوف واوى گرفت كه به معناى عطا كردن است ، و استطال را نيز از باب « استطال على فلان : انعم عليه و تفضّل . و استطال بكذا : تفضّل » گرفت چنانچه در اقرب الموارد و كتابهاى ديگر لغت ذكر شده ، و اين كلام مانند كلام قبلى است كه فرمود : « من جاد اصطنع » و يا به معناى « بلند مرتبه گردد » باشد يعنى كسى كه جود و عطا كند نزد مردم بلند مرتبه گردد و در هر دو صورت مناسب با اين باب است همانگونه كه ترجمه شد ، و اللَّه العالم .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 197 | عبد الواحد الآمدى التميمي / سيد هاشم رسولى محلاتى