1280 / 5 -
سوء الجوار و الإساءة إلى الأبرار من أعظم اللؤم . 4 / 145 بد همسايگى و بد كردارى نسبت به نيكان از بزرگترين پستىهاست .
1281 / 6 -
من أحسن إلى جيرانه كثر خدمه . 5 / 200 كسى كه نيكى و احسان كند به همسايگان خود خدمتكارانش بسيار شوند . « 1 »
1282 / 7 -
من حسن جواره كثر جيرانه .
5 / 156 آدم خوش همسايه ، همسايگانش زياد گردد .
1283 / 8 -
من تطّلع على أسرار جاره انهتكت أستاره . 5 / 371 كسى كه بر اسرار درونى همسايهاش سر كشد ، ( و در صدد اطلاع از وضع درونى خانهء او بر آيد ) پردههايش دريده شود .
1284 / 9 -
من المروّة تعهّد الجيران . 6 / 16 رسيدگى به همسايگان ( و سر و سامان دادن به حال و وضع آنان ) از جوانمردى است .
1285 / 10 -
من علامة اللّؤم سوء الجوار .
6 / 20 بد همسايگى از نشانههاى پستى است .
1286 / 11 -
ما عزّ من ذلّ جيرانه . 6 / 56 عزيز و بزرگ نخواهد شد كسى كه همسايگان خود را خوار گرداند .
1287 / 12 -
ما تأكّدت الحرمة به مثل المصاحبة و المجاورة . 6 / 65 هيچ حرمتى مورد تأكيد قرار نگرفته مانند حرمت مصاحبت و همسايگى . « 2 »
باب الجوع ( گرسنگى )
1288 / 1 -
التّجوّع أنفع الدّواء . 1 / 227 گرسنه ماندن ( و خود را گرسنه نگاه داشتن ) بهترين دارو ( براى بسيارى از بيمارىها ) است .
1289 / 2 -
الجوع خير من الخضوع . 1 / 378 گرسنگى بهتر از فروتنى ( در برابر ثروتمندان و مال اندوزان براى لقمهء نانى )
هامش
( 1 ) - چون همان همسايگان احسان ديده خدمتكاران او مىگردند همانگونه كه گفتهاند « النّاس عبيد الاحسان » .
( 2 ) يعنى حرمت همراهان و همسايگان را بيش از ديگران بايد رعايت كرد .