هر عملى را پاداشى است ، پس عمل خود را در راهى انجام دهيد كه مىماند ، و آنچه را فانى شود واگذاريد .
1156 / 9 -
من صدّق بالمجازاة لم يؤثر غير الحسنى . 5 / 260 كسى كه كيفر و مجازات را باور دارد جز كار نيك انجام ندهد .
1157 / 10 -
لن يلقى جزاء الشّرّ إلّا عامله .
5 / 62 كيفر بدى را جز كسى كه آن را انجام داده نبيند .
1158 / 11 -
لن يجزى جزاء الخير إلّا فاعله .
5 / 62 پاداش كار نيك را جز انجام دهندهء آن نگيرد .
1159 / 12 -
من قابل الإحسان بأفضل منه فقد جازاه . 5 / 327 كسى كه احسان ( ديگرى ) را به افزونتر از آن بدهد آن را پاداش داده است . « 1 »
1160 / 13 -
من لم يجاز الإساءة بالإحسان فليس من الكرام . 5 / 407 كسى كه بدى را به نيكى پاداش ندهد از كريمان نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى اگر پاداش نيكى را به همان اندازه بدهد كار بزرگى نكرده و پاداشى نداده ، چون اين كار در حدّ وظيفه او بوده ولى اگر چيزى بر آن افزود پاداش احسان او را داده و در اين باره سخن زيبايى از امام موسى بن جعفر عليه السلام نقل شده كه به هشام بن حكم فرمود : يا هشام قول اللَّه :« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ» جرت في المؤمن و الكافر و البرّ و الفاجر . من صنع إليه معروف فعليه ان يكافىء به . و ليست المكافاة أن تصنع كما صنع حتّى ترى فضلك . فإنّ صنعت كما صنع فله الفضل بالإبتداء .
اى هشام گفتار خداى تعالى كه فرموده « آيا پاداش نيكى كردن جز نيكى كردن است » ( سوره الرحمن ، آيهء 60 ) اين حقيقتى است كه در مؤمن و كافر و نيكوكار و بد كار جريان دارد ( و اين وظيفه آدمى در مقابل حيوانات است ) كه هر كس به او نيكى شد بر اوست كه مكافات كند ( و نيكى را به نيكى پاسخ دهد ) و پاداش دادن به اين نيست كه همانگونه كه او عمل كرده تو هم همانگونه عمل كنى تا اينكه فضيلت و برترى ببيند ( و تو افزون بر او كارى بكنى ) و - اگر چنان باشد كه تو هم ماند او عمل كنى برترى با اوست كه احسان را آغاز كرده ( و او دست بالا را دارد و بر تو فضيلت دارد كه آغاز به نيكى كرده ولى تو را بر او فضيلتى نيست ) .
( 2 ) شاعر پارسى زبان گويد :بدى را بدى سهل باشد جزا * اگر مردى « احسن الى من اساء »آن شاعر ديگر گويد :هيچ دانى كه چيست غايت حلم * هر كه زهرت دهد شكر بخشش
كم مباش از درخت سايه فكن * هر كه سنگت زند ثمر بخشش