تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

1146 / 18 -

لا يجتمع الصّبر و الجزع . 6 / 371 صبر و بىتابى با هم در يك جا جمع نشوند .

1147 / 19 -

للَّه سبحانه حكم بيّن فى المستأثر و الجازع . 5 / 36 خداى سبحان را حكمى است درباره استبدادگر و بىتاب . « 1 »

باب الجزاء ( كيفر ، مجازات )

1148 / 1 -

سوء العقوبة من لؤم الظّفر . 4 / 155 بد كيفر دادن ، از زشتى پيروزى است . « 2 »

1149 / 2 -

ردّ الحجر من حيث جاءك فإنّه لا يردّ الشّرّ إلّا بالشّرّ . 4 / 86 سنگ را ( كه به سوى تو پرتاب كرده‌اند ) از همانجا كه آمده به همانجا بازگردان چون بدى را با همان بدى برگردانند .

1150 / 3 -

على قدر البلاء يكون الجزاء . 4 / 314 كيفر به اندازه بلا و گرفتارى است .

1151 / 4 -

كلّ امرىء على ما قدّم قادم و بما . عمل مجزيّ . 4 / 536 هر كسى بر آنچه از پيش فرستاده در آيد ، و بدانچه كرده كيفر شود .

1152 / 5 -

كلّ امرىء يلقى ما عمل و يجزى بما صنع . 4 / 545 هر انسانى ديدار كند آنچه را انجام داده و پاداش و كيفر بيند بدانچه كرده است .

1153 / 6 -

كما تدين تدان . 4 / 622 هر گونه پاداش دهى ، همانگونه پاداشت دهند .

1154 / 7 -

كما تقدّم تجد . 4 / 623 همانگونه كه از پيش فرستاده‌اى درخواهى يافت .

1155 / 8 -

لكلّ عمل جزاء فاجعلوا عملكم لما يبقى و ذروا ما يفنى . 5 / 21
هامش
( 1 ) - دنبالهء خطبه‌اى است كه سيد رضى ( ره ) در نهج البلاغه ( خطبهء 30 ) تمامى آن را نقل كرده و در بارهء قتل عثمان ايراد فرموده است ، و براى توضيح بيشتر و فهم بهتر اين كلام بايد تمامى آن خطبهء شريفه ملاحظه شود . ( 2 ) يعنى كسى كه بر دشمن پيروز شد نبايد در كيفر دادن او از حدّ بگذراند ، كه اين از جوانمردى نيست ، و آفت پيروزى است ، و پيروزى را نامبارك و زشت گرداند .