1146 / 18 -
لا يجتمع الصّبر و الجزع . 6 / 371 صبر و بىتابى با هم در يك جا جمع نشوند .
1147 / 19 -
للَّه سبحانه حكم بيّن فى المستأثر و الجازع . 5 / 36 خداى سبحان را حكمى است درباره استبدادگر و بىتاب . « 1 »
باب الجزاء ( كيفر ، مجازات )
1148 / 1 -
سوء العقوبة من لؤم الظّفر .
4 / 155 بد كيفر دادن ، از زشتى پيروزى است . « 2 »
1149 / 2 -
ردّ الحجر من حيث جاءك فإنّه لا يردّ الشّرّ إلّا بالشّرّ . 4 / 86 سنگ را ( كه به سوى تو پرتاب كردهاند ) از همانجا كه آمده به همانجا بازگردان چون بدى را با همان بدى برگردانند .
1150 / 3 -
على قدر البلاء يكون الجزاء .
4 / 314 كيفر به اندازه بلا و گرفتارى است .
1151 / 4 -
كلّ امرىء على ما قدّم قادم و بما .
عمل مجزيّ . 4 / 536 هر كسى بر آنچه از پيش فرستاده در آيد ، و بدانچه كرده كيفر شود .
1152 / 5 -
كلّ امرىء يلقى ما عمل و يجزى بما صنع . 4 / 545 هر انسانى ديدار كند آنچه را انجام داده و پاداش و كيفر بيند بدانچه كرده است .
1153 / 6 -
كما تدين تدان . 4 / 622 هر گونه پاداش دهى ، همانگونه پاداشت دهند .
1154 / 7 -
كما تقدّم تجد . 4 / 623 همانگونه كه از پيش فرستادهاى درخواهى يافت .
1155 / 8 -
لكلّ عمل جزاء فاجعلوا عملكم لما يبقى و ذروا ما يفنى . 5 / 21
هامش
( 1 ) - دنبالهء خطبهاى است كه سيد رضى ( ره ) در نهج البلاغه ( خطبهء 30 ) تمامى آن را نقل كرده و در بارهء قتل عثمان ايراد فرموده است ، و براى توضيح بيشتر و فهم بهتر اين كلام بايد تمامى آن خطبهء شريفه ملاحظه شود .
( 2 ) يعنى كسى كه بر دشمن پيروز شد نبايد در كيفر دادن او از حدّ بگذراند ، كه اين از جوانمردى نيست ، و آفت پيروزى است ، و پيروزى را نامبارك و زشت گرداند .