آنگاه اگر شما برطبق اماره سلوك كردى و تا آخر هم كشف خلاف نشد ، در اين صورت معذورم ولى اگر كشف خلاف شد ، خوب اكنون كه من متوجه اشتباه رفتن خود و نرسيدن به مصلحت هستم .
يعنى : اگر در وقت ، كشف خلاف شود ، تنها فضيلت اوّل وقت از دست رفته و اگر در خارج از وقت كشف خلاف شود ، مصلحت وقت از دست من رفته ، لكن مصلحت خود عمل مانده و از بين نرفته و بعد از كشف خلاف من مىتوانم بدنبال تحصيل واقع بروم ، لذا نتيجه اين مىشود كه اين هم عدم اجزاء دارد .
س - اخذ اماره در موضوعات طبق مشهور علماى شيعه به چه نحو است ؟ و نتيجه عمل به اين امارات چيست ؟
به نظر حضرات علماى شيعه ؛ اماره در موضوعات همانند امارهء در احكام طريقيّت دارد . و لذا :
اگر مطابق واقع درآمد ، انسان به مصلحت واقع رسيده لكن اگر مخالف واقع درآمد ، واقع در جاى خود محفوظ و تمام مصلحت مربوط به واقع است ، يعنى : برطبق مؤدّاى اماره هيچ مصلحتى حادث نشده تا جاى واقع را پر كند .
پس جاى اجزاء نيست ، بله اگر كشف خلاف نمىشد و اماره در واقع خطا بود مكلّف معذور است ، ولى بعد از كشف خلاف و تمكّن از وصول به واقع هيچگونه عذرى ندارد . فى المثل : آنجا كه امارهاى بر موضوعى از موضوعات خارجى قيام كند ، مثل قاعدهء يد و قاعده صحبت و قاعدهء سوق و . . .
1 - قاعده يد :
قاعدهء يد مىگويد : يد امارة ملكيت است پس اين خانهاى كه در آن سكونت دارم و برآن تسلط ( يد ) دارم ، انشاءالله ملك من است و غصبى و سرقتى نمىباشد .
2 - قاعدهء صحبت :
اين قاعده در فعل مسلمان مىگويد : وقتى شما ناظر بودى كه فلان شخص بر ميت نماز خواند ( درحالىكه واجب كفائى است ) اگر شكّ كردى كه صحيح خواند تا از عهدهء تو ساقط شود ، يا غلط و فاسد خواند تا بر شما واجب باشد كه نماز را بر ميت دوباره بخوانى ، حكم به صحت و درست بودن فعل مسلمان كن ( اين قاعدهء اصالة الصحة است )
3 - قاعدهء سوق :
مىگويد : هنگامى كه وارد مغازهء مسلمان شدى ، حكم به پاكى و درستى اجناس و . . . بكن .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٨٩