تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
حال اگر ما را به واقع برساند از همان مصلحتى كه در واقع است بهره‌مند مىشويم و الا فلا . س - مشخص كنيد جمهور اهل سنت قائل به طريقيّت امارات هستند يا به سببيّت آنها ؟ جمهور اهل سنت قائل به سببيّت محضه‌اند ، يعنى : اگر اماره بر چيزى قائم شد برطبق مدلول اماره ، مصلحت حادث مىشود به ميزان مصلحت واقع يا بيشتر از آن ، و عمل برطبق اماره ، رسيدن به آن مصلحت است ، خواه عمل مطابق واقع باشد يا نه . نتيجه اينكه : وجود اماره سبب ايجاد مصلحت مىشود ، لكن اشاعره و معتزله هركدام به نوعى مصلحت قائلند كه در سؤالات بعد روشن مىشود . س - نظر شيخ انصارى در رابطهء با امارات چيست و منظور ايشان از مصلحت سلوكيه چيست ؟ شيخ مىفرمايد : ما هم قائليم كه : خداوند در لوح محفوظ احكامى دارد كه براساس مصالح و مفاسد واقعيه تنظيم شده و لا يتغيّر هستند چه فتواى مجتهد تغيير بكند يا نه . و برطبق مؤدّاى اماره ، هيچ مصلحت جديدى حاصل نمىشود و مصلحت مربوط به واقع است ، لكن ما به مصلحت سلوكيه قائل هستيم ؛ يعنى : ( در نفس سلوك ، برطبق امارة ) . به عبارت ديگر : يعنى در رفتن اين راه و متابعت از اين اماره و تطبيق عمل برطبق آن مصلحتى وجود دارد كه به اندازهء مصلحت واقع است و جاى مصلحت واقع را پر مىكند . فى المثل : اگر خبر واحد بگويد : در زمان غيبت نماز ظهر واجب است لكن در واقع جمعه واجب باشد ، اينجا تمام مصلحت مربوط به واقع است و از مؤدّاى اماره ؛ از نماز ظهر مصلحتى حادث نمىشود ، ولى در نفس پيمودن اين راه ، برطبق اماره مصلحت وجود دارد كه جبران‌كنندهء مصلحت واقع است عند المخالفة . مثال عرفى : در حوزهء علميه ، علوم مختلفه‌اى درس مىدهند از جمله فقه ، اگر به آنجا به روى عالم مىشوى ، آدرس حوزه قم را مىگيرى و حركت مىكنى يا آدرس درست است و شما به حوزهء قم مىرسى يا آدرس غلط است و شما را به شهر ديگرى مىبرد كه مراكز فنى داير است . در اينجا : 1 - بر مبناى جمهور اماميّه شما به علما دست نمىيابى 2 - بر مبناى اهل سنت ، به هركجا كه به روى به علم دست مىيابى 3 - بر مبناى شيخ ، آنچه شما مىخواستى در حوزه قم است نه در مركز فنى شيراز . لكن اگر بدنبال علم بر مبناى همان آدرس غلط هم به روى بر خود اين رفتن شما مصلحت مترتب است و پاداش علم به فقه به شما داده مىشود . چه به حوزه به روى چه نروى .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 385 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى