حرج و اكراه و . . . جعل شدهاند .
س - وجه تسميهء بعضى اوامر و نواهى به ثانويّه چيست ؟
صرفا به لحاظ اين است كه مربوط به حالت ثانويه است كه بر مكلّف عارض مىشود ، در مقابل حالات اوليه اختياريه .
و الا همانطور كه مكلّف با انجام اوامر اوليه امتثال نموده با انجام اوامر ثانويه نيز امتثال كرده و تكليف از عهدهء او برداشته مىشود .
س - منظور از امارات و اصول عمليه چيست ؟
1 - امارات : طرق و راههايى هستند كه كاشف از واقع بوده و ما را به واقع مىرسانند مثل : خبر واحد
2 - اصول عمليه : وظايفى هستند كه شرع مقدس براى كسى كه شاك و سرگردان است قرار داده تا در مقام عمل از سرگردانى نجات يابد ، لكن هيچگونه كاشفيّتى از واقع ندارند مثل : اصل برائت .
س - معناى اجزاء ، در اصطلاح فقها نسبت به اتيان اوامر و نواهى ثانويه چه مىباشد ؟
بلاشكّ آنچه در حال اضطرار انجام مىشود . ناقصتر و پستتر از اتيان مأمور به در حال اختيار است و معناى مجزى بودن ، انجام فعل در حال اضطرار اين است كه عمل ناقص مجز است از عمل كامل . يعنى : پس از حصول تمكّن ، مكلّف از ادا و انجام كامل در وقت ، يا قضاء آن در خارج وقت بىنياز است و مىتواند به همان ناقص اكتفا كند .
س - راز و رمز فتواى به اجزاء در اتيان به اوامر ثانويه و بىنيازى از اعادهء عمل در وقت ، و قضاء آن در خارج از وقت از جانب فقهاء عظام چيست ؟
1 - فلسفهء ورود اين احكام اضطراريه :
الف : تخفيف دادن به مكلفين و آنها را در وسعت قرار دادن و آسان گرفتن به آنان در تحصيل مصالح احكام واقعيه و اوليه است كه فعلا متعذّر از اتيان آنهاست چنان كه خدا مىفرمايد :
( يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ )
ب : بديهى است شأن تخفيف و آسانگيرى اين نيست كه پس از بر طرف شدن حالت اضطرار براى بار دوّم مكلّف موظف شود به آوردن قضاء يا اعاده نمودن امر اوّلى اختيارى ، هرچند كه ناقص نتواند در تحصيل تمام مصلحت ملزمه در جاى كامل قرار بگيرد ، لذا اعاده و قضاء لازم نيست .