ظاهرى يا مجزى بودن آن از اتيان مأمور به به امر واقعى اولى ملازمهاى هست يا نه ؟ با اين نگاه داخل در مباحث عقليّه مىشود .
س - چرا جناب مظفّر مسئله اجزاء را داخل در باب ملازمات عقليّه وارد نموده است ؟
چون مسئله اجزاء از مسائل عقليّه است و حاكم در آن عقل است و عقل است كه مىگويد :
اگر شما مأمور به را على وجهه اتيان كرديد ، اين عمل مجزى است يا نه ؟ و لذا ربطى به مباحث الفاظ ندارد ، چون امر به دلالت لفظيه بر اين معنا دلالت ندارد ، بلكه دلالت بر طلب الفعل دارد .
و امّا اينكه : اگر عمل را جامعا لجمع الاجزاء و الشّرائط اتيان كردى مجزى است يا نه ؟ باز اين مسئله را عقل ادراك مىكند ، پس مسئله از مسائل و احكام عقليّه است .
س - منظور مرحوم آخوند از دو اصطلاح ( على وجهه و اقتضاء ) در عبارة ( امّا الاتيان بالمأمور به على وجهه يقتضى الاجزاء او لا يقتضى ) چيست ؟
1 - منظورش از على وجهه : جامعا لجميع الاجزاء و الشرائط المعتبرة شرعا يا عقلا ، مىباشد .
2 - و منظورش از اقتضاء : يعنى علّت و تأثير - يعنى اين اتيان مؤثر است در سقوط امر نه به معناى دلالت و كشف . كه اين اتيان كاشف از سقوط امر باشد ، خير . چون اين از مقام علم مكلّف است .
س - منظور از حال تعذّر و تعسّر در امتثال اوامر اولى چيست و شارع چه راهحلى را در چنين مواردى براى مكلفين انديشيده است ؟
اين است كه : انجام مأمور به محال نيست ، لكن بسيار دشوار و مشكل است تا حدى كه تصوّر بر محال بودن آن مىرود فى المثل : شرع مقدس فرموده : اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق و امسحوا رءوسكم و ارجلكم الى الكعبين .
حال : در اينجا امر به وضو جهت نماز همراه با آب است ، امّا اگر ما دسترسى به آب نداشتيم ، شارع وظيفهء ما را اينگونه مشخص نموده كه :
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً .
« 1 » كه اين امر ، امر ثانوى و اضطرارى ناميده مىشود .
و يا فى المثل : اگر ما بخاطر زخم و جرحى كه در عضو داريم و جهت وضو يا غسل متعذّر از رساندن آب به آن هستيم دستور به وضو يا غسل جبيرهاى داده است .
هامش
( 1 ) . مائده / 6 .