اينكه شايد سببيّتى بوده است و توليد مصلحت كرده و آن عملى كه انجام داديد به قدرى مصلحت داشته است كه آن مصلحت فوتشده را جبران كرده باشد .
* تاكنون بحث در چه بود ؟
در رابطهء با انجام مأمور به به امر ظاهرى بود كه اجزاء و شرايط عمل از جمله اينكه آيا اين لباس پاك است و يا اين آب حلال است و يا سوره در نماز واجب است يا نه و هكذا ، را اصلاح مىكند و گفته شد كه پس از كشف خلاف در چه صورت اعاده و قضا واجب است و در چه صورت واجب نيست .
* جناب آخوند اگر ما به امر ظاهرى در خود تكليف عمل كنيم و نه در اجزاء و شرايط مكلّف به ، فى المثل شك كرديم كه آيا ظهر واجب است يا جمعه ؟ درحالىكه اصل يا اماره گفته بود كه جمعه واجب است ، ما هم رفتيم و مطابق امر ظاهرى چه اصل و چه اماره رفتار كرده و جمعه را خوانديم ، پس از بجا آوردن جمعه كشف خلاف شد و معلوم شد كه خير ، ظهر واجب است و نه جمعه آيا بجا آوردن ظهر واجب است يا نه ؟
- بله در اينجا اعادهء در وقت و قضا در خارج از وقت لازم است مطلقا چه به اصل عمل كرده باشيد و چه به اماره ، چه قائل به طريقيّت باشيد و چه قائل به سببيّت .
* چرا ؟
زيرا نهايت امر اينست كه شما به اماره عمل كرده و نسبت به اماره هم قائل به سببيّت يعنى توليد مصلحت هستيد . يعنى فوق مطلب اينست كه امارهاى كه گفته است جمعه واجب است توليد مصلحت كرده است و نماز جمعهاى را كه شما خواندهاى و مصلحت داشته مىگوئيم خوب داشته باشد اين مطلب چه تنافى با اين دارد كه ظهر هم واجب و داراى مصلحت باشد ؟ و لذا در اينجا نيز اعادهء در وقت و قضا در خارج از وقت واجب است و لو قائل به سببيت باشيد مگر اينكه دليل خارجى داشته باشيد كه انجام دو واجب در يك وقت ممكن نيست در اين صورت اگر شما قائل به سببيّت باشيد و نماز جمعه را بخوانيد ديگر اعاده واجب نيست .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٧٣