تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
اثبات مورد بحث قرار گرفت در پاسخ به اين سؤال آورده مىشود چرا كه در اينجا پاى توليد مصلحت در كار است ؛ - اما در مقام ثبوت بحث بر سر اين مطلب است كه وقتى بيّنه اقامه مىشود و توليد مصلحت مىشود مقدار توليد مصلحت بواسطهء بيّنه چقدر است ؟ كه در پاسخ گفته مىشود : 1 - قيل كه مصلحت توليدشده بواسطهء بيّنه به اندازهء مصلحت مأمور به امر واقعى است . 2 - قيل كه خير ، مصلحت توليدشده بواسطهء بيّنه مقدار كمى از مصلحت مأمور به امر واقعى است و لذا اين سؤال مطرح مىشود كه : - وقتى كه وافى به مقدارى از مصلحت است ، آيا ما بقى مصلحت فوت‌شده قابل استيفاء هست يا نه ؟ كه در پاسخ گفته مىشود به فرض كه قابل استيفاء نباشد ، ناگزير هستيم كه به همان مقدار مصلحت بدست آمده اكتفا كنيم . 3 - و قيل كه اگر مصلحت باقىمانده زياد است ، دوباره عمل را انجام بده و آن مصلحت را استيفاء كن و در صورتى كه كم باشد مىتوانى به آن اعتنا نكنى . - و امّا در مقام اثبات گفته مىشود : آن دليل كه بيّنه را در مقام حجّت قرار داده و گفته : اعملوا بالبيّنة ، اطلاق دارد ، چه كشف خلاف بشود يا نه . يعنى همان صحبتهائى كه در نماز با تيمّم يعنى مأمور به به امر ظاهرى شده عينا در اينجا هم آورده مىشود و لذا در اينجا نيز گفته مىشود كه آن دليلى كه بيّنه را حجّت قرار داده يعنى اعملوا بالبيّنة ، اطلاق دارد . و لذا پس از انجام عمل چه كشف خلاف بشود يا نه ، عمل مجزى است . - و يا اگر در اينجا نيز همان سؤال مطرح شود كه اگر دليل اعملوا بالبيّنة مجمل باشد و نه مطلق چه ؟ مثل : فتيمّموا صعيدا طيّبا كه در آنجا احتمال داده مىشد كه مجمل باشد . - مىگوئيم كه بايد به اصل عملى رجوع كنيد يعنى اصالة البراءة عن وجوب الاعادة . پس : بنا بر طريق بودن امارات اعاده واجب است و لكن بنا بر سببيّت آنها به حكم اصل عملى اعاده واجب نيست .