تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
- مىگوئيم بله ، در يك صورت قضا واجب است ، و آن در جائى است كه بگوئيم قضا با امر جديد كه اقض ما فات باشد واجب است . به عبارت ديگر : وقت كه گذشت پروندهء امر قبلى بسته مىشود و با امر جديد كه اقض ما فات است قضا واجب مىشود . - امر جديد هم موضوعش ترك الواقع است ، يعنى كسى كه واقع را ترك كرده بايد آن را قضا بكند . اگر بگوئيد كه ما وظيفهء خود را كه نماز با تيمّم بود انجام داديم مىگويد بله واقع ترك شده است و بايد آن را انجام دهى . اگر بگوئيد بله ، واقع ترك‌شده و لكن مصالح مورد نظر در آن تدارك شده است مىگويد باشد باز هم چون واقع ترك شده است بايد قضا بكنى . * جناب آخوند انما الكلام در مأمور به به امر ظاهرى در چيست ؟ در اينست كه اگر كسى مأمور به به امر ظاهرى را انجام دهد و سپس خطاى آن ظاهر شود آيا آنچه آورده است از اعاده در وقت و ازقضا در خارج وقت كفايت مىكند ؟ فى المثل گاهى شما شك مىكنى كه آيا لباستان پاك است يا نه ؟ و يا اينكه شك مىكنى كه لباستان از حلال است يا نه ؟ در اينجا به اصالة الطهاره و اصالة الحليّه تمسّك كرده و هريك را در جاى خود جارى كرده بلند مىشويد و نمازتان را مىخوانيد . و يا فى المثل : وقتى شك مىكنى كه آيا وضو داريد و يا لباستان پاك است يا نه ؟ در صورتى كه بيّنه‌اى و به تعبير ديگر اماره‌اى اقامه شود مبنى بر اينكه نگران نباش ، تو وضو دارى و يا اينكه لباست پاك و حلال است ، بلند مىشوى و نمازت را مىخوانى . * جناب آخوند چه فرقى بين امارات و اصول عمليّه وجود دارد ؟ 1 - اماره در لغت به معناى علامت ، نشانه و وقت است ، و در اصطلاح به آن دسته از دلايلى گفته مىشود كه شارع به دليل كاشفيّت نوعيّه از واقع ، روى آنها صحّه گذاشته است و آنها را حجّت قرار داده است . - امّا اصول عمليه اصولى هستند كه وظيفهء عملى كسى را كه دچار ترديد در حكم واقعى شده معيّن مىكنند . 2 - اماره از حكم واقعى از عند اللّه ثابت و در لوح محفوظ ثبت است كشف مىكند ، مثل خبر