نه ؟
در اينجا دو حالت متصوّر است :
1 - اينكه ضرورت مستوعب تمام وقت باشد و مكلّف واجب اضطرارى را بجا مىآورد و پس از انقضاى وقت ، اضطرار از بين مىرود ، مثلا در مثال بالا مكلّف در خارج وقت به آب دسترسى مىيابد .
2 - اينكه عذر و اضطرار مستوعب تمام وقت نباشد ، او پس از زوال اضطرار مىتواند بار ديگر واجب را با تمام اجزاء و شرايط در وقت خود بجا آورد .
* قول حق كدام است ؟
اينست كه : پس از انجام واجب اضطرارى نه قضا لازم است و نه اعاده ، بلكه آنچه را كه بجا آورده از امر واقعى اوّلى كفايت مىكند كه اين همان اجزاء است .
* براى اثبات اين مدّعى به چه ادلّهاى استناد شده است ؟
1 - به اطلاق دليل اضطرارى مثل : فلم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا طيّبا .
يعنى :
« اگر طهارت ترابيه ( تيمّم ) پس از پيدا شدن آب و زوال ضرورت مجزى نبود » .
لازم بود كه مولى در دليل اضطرار به آن تذكر مىداد و حال آنكه چنين نيست .
پس : از اطلاق كلام و عدم تقييد ، اجزاء فهميده مىشود .
2 - به اصل برائت ، يعنى در صورت شك در وجوب قضا در خارج وقت و وجوب اعاده در وقت ، اصل عدم وجوب قضا يا اعاده است .
3 - رواياتى نيز در اين خصوص وارد شده است كه از آنها عدم وجوب قضا و اعاده مستفاد مىشود از جمله :
حلبى از امام صادق عليه السّلام در خصوص مردى كه جنب شد در صورتى كه آب نداشت سؤال كرد ، امام عليه السّلام فرمود : تيمّم مىكند ، و وقتى به آب رسيد غسل مىكند و نماز را اعاده نمىكند . « 1 »
الحاصل :
از بديهيات است كه وقتى انسان خواستهء مولى را مطابق خواستهء او انجام مىدهد ، امتثال امر كرده ، عملش مجزى است اعم از اينكه عمل به امر واقعى باشد و يا به امر اضطرارى باشد و يا به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 3 باب 14 از ابواب تيمّم ، ج 10 و 12 و 15 .