تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
نه ؟ در اينجا دو حالت متصوّر است : 1 - اينكه ضرورت مستوعب تمام وقت باشد و مكلّف واجب اضطرارى را بجا مىآورد و پس از انقضاى وقت ، اضطرار از بين مىرود ، مثلا در مثال بالا مكلّف در خارج وقت به آب دسترسى مىيابد . 2 - اينكه عذر و اضطرار مستوعب تمام وقت نباشد ، او پس از زوال اضطرار مىتواند بار ديگر واجب را با تمام اجزاء و شرايط در وقت خود بجا آورد . * قول حق كدام است ؟ اينست كه : پس از انجام واجب اضطرارى نه قضا لازم است و نه اعاده ، بلكه آنچه را كه بجا آورده از امر واقعى اوّلى كفايت مىكند كه اين همان اجزاء است . * براى اثبات اين مدّعى به چه ادلّه‌اى استناد شده است ؟ 1 - به اطلاق دليل اضطرارى مثل : فلم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا طيّبا . يعنى : « اگر طهارت ترابيه ( تيمّم ) پس از پيدا شدن آب و زوال ضرورت مجزى نبود » . لازم بود كه مولى در دليل اضطرار به آن تذكر مىداد و حال آنكه چنين نيست . پس : از اطلاق كلام و عدم تقييد ، اجزاء فهميده مىشود . 2 - به اصل برائت ، يعنى در صورت شك در وجوب قضا در خارج وقت و وجوب اعاده در وقت ، اصل عدم وجوب قضا يا اعاده است . 3 - رواياتى نيز در اين خصوص وارد شده است كه از آنها عدم وجوب قضا و اعاده مستفاد مىشود از جمله : حلبى از امام صادق عليه السّلام در خصوص مردى كه جنب شد در صورتى كه آب نداشت سؤال كرد ، امام عليه السّلام فرمود : تيمّم مىكند ، و وقتى به آب رسيد غسل مىكند و نماز را اعاده نمىكند . « 1 » الحاصل : از بديهيات است كه وقتى انسان خواستهء مولى را مطابق خواستهء او انجام مىدهد ، امتثال امر كرده ، عملش مجزى است اعم از اينكه عمل به امر واقعى باشد و يا به امر اضطرارى باشد و يا به
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 3 باب 14 از ابواب تيمّم ، ج 10 و 12 و 15 .