تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
1 - اتيان مأمور به واقعى نسبت به مأمور به واقعى يوجب الاجزاء . 2 - اتيان مأمور به ظاهرى نسبت به مأمور به ظاهرى يوجب الاجزاء . 3 - اتيان مأمور به اضطرارى نسبت به مأمور به اضطرارى يوجب الاجزاء . و به عبارت ديگر : اتيان هر مأموربهى نسبت به خودش يوجب الاجزاء ، و لكن دو مورد است كه يقتضى در آن به معناى يدلّ است از جمله : 1 - اتيان مأمور به ظاهرى نسبت به مأمور به واقعى 2 - اتيان مأمور به اضطرارى نسبت به مأمور به اختيارى ، در اينجا چه پاسخ مىدهيد ؟ مىگوئيم كه خير ، در هر پنج مورد يقتضى به معناى يوجب يعنى علّت براى اجزاء است ، چرا كه بحث بر سر اقتضاء است ، اقتضاء هم به معناى يوجب . - نهايت امر اينكه در دو مورد اخير ، هر دو وجه درست مىباشد ، يعنى هم مىتوان گفت كه به معناى يوجب است و هم مىتوان گفت كه به معناى يدلّ است . * منشا اختلاف در دو مورد اخير چيست ؟ عمدة برمىگردد به دلالت دليل ، بدين معنا كه آيا دليل اين‌ها كه امر ظاهرى و امر اضطرارى باشد به نحوى است كه دلالت كند بر اينكه عقل در حكم به اينكه انجام مأمور به ظاهرى و يا اضطرارى موجب اجزاء و مؤثر در آن است مستقل است و يا اينكه نه ، دليل اين دو امر فاقد چنين دلالتى هستند ؟ - بنابراين : هم در دلالت امر اين دو مورد نزاع وجود دارد و هم در موجب بودن و عليّت آنها . به عبارت ديگر : نزاع و اختلاف در اين دو مورد ، هم صغروى است و هم كبروى . و حال آنكه نزاع و اختلاف در آن سه مورد كه اتيان هر مأمور به نسبت به خودش مىباشد فقط كبروى است و نه صغروى . * كلمهء اجزاء به چه معناست ؟ - برخى گمان كرده‌اند كه كلمهء اجزاء در اينجا داراى معناى بخصوصى است و لذا در تعريف آن گفته‌اند : الاجزاء سقوط الاعادة او القضاء . و حال آنكه در اينجا به همان معناى لغويش مىباشد كه عبارتست از كافى بودن ، يعنى وقتى شما مأمور به را انجام داديد كفايت مىكند . * جناب آخوند مگر شما خود در تعريف قبلى نفرموديد كه اجزاء يعنى سقوط الاعادة . . . ؟ - بله درست است و لكن آن مربوط به مكفّى عنه است بدين معنا كه انجام مأمور به مكفى و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 357 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى