براى توضيح .
3 - برخى هم احتمال دادهاند كه مراد از ( على وجهه ) ، انجام مأمور به به قصد وجه و يا تمييز باشد يعنى اگر مأمور به واجب است به قصد وجوب و چنانچه مستحب است به قصد استصحاب يعنى اگر مأمور به واجب است به قصد وجوب و چنانچه مستحب است به قصد استصحاب انجام بگيرد . لكن اين مطلب نيز نمىتواند مراد اين حضرات از قصد وجه باشد . چرا ؟
زيرا اگر اين باشد ، توصّليّات از محلّ بحث خارج مىشود بخاطر اينكه در توصليات قصد وجه معتبر نيست ، مضافا بر اينكه در تعبديات هم اگرچه نيّت لازم است و لكن قصد وجه تمييز معتبر نمىباشد .
از طرف ديگر مأمور به داراى اجزاء و شرائط است و در صورتى كه از عبادات باشد نيت مىخواهد ، حال چطور است كه در ميان اين همه تنها قصد وجه را عنوان كرده و گفتهاند كه الاتيان المأمور به به قصد الوجه ؟ خوب بود كه مىگفتند اتيان المأمور به بالاجزاء و بالشرائط و به قصد الوجه و . . .
پس : مراد اين حضرات از على وجهه بايد همان باشد كه على وجهه الشّرعى و العقلى .
* جناب آخوند مرادتان از كلمه ( يقتضى ) در تعريف اجزاء چيست ؟ آيا به معناى يوجب است يا نه به معناى يدلّ است ؟
- منظور ما از يقتضى ، همان عليّت و تأثير است ، بدين معنا كه اتيان مزبور موجب سقوط امر است .
به عبارت ديگر : اين اتيان مؤثر در سقوط امر است و نه به معناى دلالت و كشف و يا كاشف بودن از سقوط امر چرا كه اين از مقام علم مكلّف است .
پس : يقتضى يعنى يوجب ، بدين معنا كه انجام مأمور به علّت مىشود از براى اجزاء و لذا ديگر نياز به اداء يا قضاء ندارد .
- البته برخى هم گمان كردهاند كه يقتضى يعنى يدلّ ، بدين معنا كه كاشف از اجزاء است ، و لكن چنان كه گفتيم در اينجا صحبت از دلالت لفظ نيست و ما نگفتيم كه هل الامر يقتضى الاجزاء تا شما بگوييد يدلّ الامر ، بلكه گفتيم الاتيان المأمور به يقتضى كه معنايش مىشود يوجب و نه يدلّ .
* اگر اشكال نشود كه در عبارت الاتيان المأمور به يقتضى الاجزاء 5 مورد وجود دارد كه در سه مورد آن يقتضى به معناى يوجب است از جمله :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٥٦