اين است كه : اگر مكلّف در خارج از وقت تمكّن از آب پيدا نمود ، در اين صورت هم اصل برائت چنان كه گفته شد به طريق اولى وجوب قضاء يعنى انجام نماز در خارج وقت را برمىدارد .
* حاصل مطلب در ( نعم لو دلّ دليله على انّ سببه فوت الواقع . . . ) چيست ؟
اشارهء جناب آخوند است به مطلبى در مورد قضاء كه مجرد فرض است و واقعيتى ندارد .
به عبارت ديگر ايشان مىفرمايد : ادلهاى كه بر وجوب قضاء دلالت كرده و مىفرمايند كه :
اقض ما فات كما فات ، و يا مىگويند : ( من فاتته فريضة ، فليقضها ) شما كلمه ( فائت ) را چگونه معنا مىكنيد ؟
ظاهر ( ما فات ) اين است كه : آن واجبى كه از شما فوت شده است ، قضاء كنيد و حال آنكه در محل بحث واجبى از مكلّف فوت نشده است ، بلكه واجب و وظيفهء او كه انجام نماز مع التيمّم بود ، او انجام داد و امتثال نمود .
حال : اگر كسى بگويد برداشت و معناى مذكور از دليل قضاء ، صحيح نمىباشد ، بلكه مراد از آن اين است كه : اگر ( واقعى ) از شما فوت شده باشد ، و لو آن ( واقع ) ، وظيفهء شما نبوده باشد ، بايد آن ( واقع ) را قضاء نمايد ، در اين صورت بايد گفت كه : نماز مع الوضوء از مكلّف فوت شده است ، گرچه وظيفهء او انجام صلات مع الوضوء نبوده باشد ، لكن چون تكليف واقعى اولى او صلات مع الوضوء بوده است ، لذا در خارج از وقت و تمكّن از آب بايد نمازش را با وضو قضاء نمايد .
الحاصل : اگر چنين معنائى از جمله ( اقض ما فات بكنيم ) لازم است كه عمل را مكلّف در خارج از وقت قضاء كند و لكن اين مطلب مجرد فرض است و لكن چنين برداشت و معنائى از عبارت مزبور درست نمىباشد .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣١٧