تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
2 - و مثل اين قول امام معصوم عليه السّلام كه مىفرمايد : التّراب احد الطهورين . . . همان اجزاء و عدم وجوب اعاده يا قضاء است و در انجام و اتيان ثانوى مأمور به ، ناچار ( و نيازمند ) از دليل خاصى هستيم كه برآن اقامه شود . پس آنچه اطاعت و تبعيتش لازم است همان اطلاق دليل است ( كه در صورت تحقّق آن نبايد به غير آن توجّه نمود ) و الا ( اگر اين اطلاق وجود نداشته باشد ) پس ( مرجع ) اصل عملى است . و آن در اينجا مقتضى برائت از ايجاب اعاده مىباشد . ( چرا ؟ ) زيرا شك در اصل تكليف است ، و اين‌چنين است ( يعنى اصل برائت است ) از وجوب قضاء ( نسبت به بعد از وقت ) به طريق اولى ( يعنى چون قضاء تابع ادا است وقتى ادا كه اصل است واجب نبود ، قضاء هم كه فرع ادا است به طريق اولى نبايد واجب باشد ) بله ، اگر دليل قضاء دلالت كند بر اينكه سبب قضاء فوت شدن واقع است ، و لو واقع تكليف الزامى نباشد ، باز قضاء لازم است ( چرا ؟ ) بخاطر اينكه سبب كه فوت واقع باشد ، تحقّق‌يافته و تحقّق سبب موجب تحقّق مسبّب است ، گرچه مكلّف به غرض مولى عمل كرده است ، و لكن اين صورت ( يعنى وجوب قضاء ) ، صرف فرض است . * * *

تشريح المسائل

* دومين مرحله از مبحث اجزاء درباره چه امرى است ؟ دربارهء اجزاء يك امرى از امر ديگر و يا مجزى بودن عملى از عمل ديگر است به عبارت ديگر : در اين است كه : آيا انجام مأمور به به امر اضطرارى ، كفايت از انجام مأمور به به امر واقعى اولى مىكند يا نه ؟ به عبارت ديگر : در اين است كه : اگر مكلّف مأمور به به امر اضطرارى را انجام دهد و سپس اضطرار مرتفع شود آيا اتيان اوّل موجب اجزاء هست به نحوى كه نيازى به انجام دوباره مأمور به به امر واقعى نباشد ، يا اجزاء را نمىتوان قبول كرد و لازم است كه مكلّف مأمور به به امر واقعى را انجام دهد ؟ فى المثل : كسى فاقد الماء است ، نمازش را با تيمّم مىخواند ، سپس واجد الماء مىشود ، آيا لازم است كه نماز مع الوضوء ، را اداء در داخل وقت و يا قضاء در خارج وقت انجام بدهد يا نه ؟