* حاصل مطلب در ( نعم فيما كان الاتيان علة تامة لحصول الغرض . . . ) چيست ؟
اين است كه : در مواردى كه مكلّف قاطع است كه با امتثال اوّل غرض نهائى مولى حاصل مىشود و عمل او علّت تامه براى تحقّق آن غرض است ، عقل جائى براى تبديل امتثال دوّم وجود ندارد .
فى المثل : مولى به بندهاش امر مىكند كه بخاطر رفع عطش از او مقدارى آب در دهانش بريزد ، عبد امتثال كرده مقدارى آب در دهان او مىريزد ، در اين صورت نه محلى براى تبديل امتثال باقى است و نه براى انضمام .
و يا فى المثل : شارع مقدس ما را امر به صوم شهر رمضان فرموده ، ما نيز طبق دستور ، امر صومى را با همهء خصوصيات امتثال كرديم ، درحالىكه يقين داريم كه عمل ما محصّل غرض مولى است ، معنا ندارد كه پس از ماه مبارك رمضان ، دوباره همان روزههاى گرفتهشده را تكرار كرده و بجاى آن صوم اصلى و اولى قرار دهيم و آن را امتثال به حساب آوريم ، چرا كه تحصيل حاصل و لغو است . و هكذا . . .
* پس غرض از ( بل لو لم يعلم انّه من اىّ القبيل . . . ) چيست ؟
بيان چهارمين نكته در اين مسئله است مبنى بر اينكه : اگر براى عبد معلوم نباشد كه مجرد امتثال امر ، علّت تامه براى حصول غرض مولى هست يا نه ؟ تبديل امتثال مزبور براى عبد جايز است .
به عبارت ديگر : در موردى كه بنده نداند كه امتثال و يا به تعبير ديگر عملش ، علّت تامه براى حصول غرض مولى هست تا تكرار و تبديل ممنوع باشد يا اينكه علّت تامه براى آن نمىباشد و در نتيجه نمىتواند امتثال اوّل را به امتثالى ديگر تبديل كند حقّ اين است كه در اين صورت : او مىتواند امتثال را تبديل نموده و عمل را براى بار دوّم انجام دهد .
* مراد ايشان از ( و يؤيّد ذلك . . . ) چيست ؟
ذكر دليلى است در اصل جواز تبديل و نه جواز آن در فرض شك ، و آن روايات باب نماز فرادا و جماعت است و لذا مىفرمايد مستفاد از برخى روايات اين است كه : اگر كسى نمازش را فرادى خواند و سپس نماز جماعت تشكيل شد ، مىتواند همان نماز را به جماعت بخواند و بعد از اينكه نماز را به جماعت خواند ، هريك از آن دو نماز كه عند اللّه
محبوبتر باشد ، خداى تعالى همان را انتخاب مىكند و چهبسا كه نماز فرادى از اين جهت كه در آن عجب و ريا نيست نزد خدا محبوبتر باشد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٩٩