امتثال كرده و نماز را آنچنانكه مولى خواسته انجام دهم ، آيا لازم است كه براى بار دوّم نماز مع الوضوء را تكرار كنم يا نه همان نماز مع الوضوء كفايت مىكند ؟ و يا فى المثل :
2 - اگر در حال اضطرار و عدم تمكّن از آب ما را به نماز با طهارت ترابيّه امر كند ، من مكلف هم اقدام كرده و نمازى با تيمّم به همراه تمام اجزاء و شرائط آنچنانكه مولى خواسته انجام دهم ، آيا اين نماز من را از خود آن امر اضطرارى بىنياز كرده ، آن امر را از عهده ما ساقط مىكند يا نه آن امر همچنان به حال خود باقى است ؟
به عبارت مختصرتر : اگر مولى فرمود : در حالت فقدان آب ، نماز را با تيمّم بخوانيد ، مكلّف هم نماز را مع التيمم و با خصوصيات معتبره انجام دهد ، باز هم لازم است كه آن نماز تكرار شود يا اينكه نه همان نماز كافى است ؟
و يا فى المثل : اگر در حال شك و جهل نسبت به واقع : دو فرد عادل شهادت بدهند كه اين آب پاك است و ما به شهادت آنها اعتماد كرده ، نمازى با وضو با آب مزبور خوانديم ؟ و يا استصحاب بقاء طهارت كرده و نمازى با استصحاب مزبور و احراز طهارت ظاهرى انجام داديم ؟
آيا چنين نمازى ما را از آن امر ظاهرى بىنياز مىكند و مسقط آن مىباشد يا نه ، همچنان به حال خود باقى بوده و ما نسبت به آن موظف هستيم ؟
* با توجّه به روشن شدن محل بحث مراد جناب آخوند از ( انّ الاتيان بالمأمور به بالامر الواقعى . . . ) در موضع اوّل چيست ؟
اين است كه : بله ، اگر مكلّف مأمور به به امر واقعى ، بلكه به امر اضطرارى و يا ظاهرى را انجام دهد ، عقل وى را متمثّل دانسته و عمل او را مجزى مىداند و لذا حكم به كفايت كردن از تعبّد
ثانوى مىكند . چرا ؟ زيرا وقتى عملى با امر مولى موافق باشد و مكلّف در انجام آن هرآنچه را كه به حسب عقل و شرع معتبر است بياورد ، ديگر جائى براى انجام دوبارهء فعل وجود ندارد بلكه امتثال ثانوى لغو و يا به تعبير ديگر تحصيل حاصل است .
به عبارت ديگر : حضرت آخوند پاسخش به سؤال مزبور مثبت بوده مىفرمايد : انجام مأمور به برطبق امر خودش اعم از اينكه امر واقعى باشد يا اضطرارى و يا ظاهرى مجزى از آن امر است و لذا پس از امتثال مزبور ، دوباره نسبت به آن امر موظف نيستيم ، چرا كه آن امر ساقط شد و از بين رفت چرا ؟ زيرا عقل هر عاقلى در اينگونه موارد حكم به اجزاء و يا به تعبير ديگر كفايت كرده مىگويد : با وجود موافقت با امر مولى و انجام مأمور به على وجهه ديگر مجالى براى تعبّد دوباره نسبت به همان امر وجود ندارد . چرا ؟ بخاطر اينكه :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٩٦