حصول غرض آمر هست يا نه ؟ در جواز تبديل امتثال همين مقدار كافى است چرا كه احتمال علّت نبودن امتثال براى حصول غرض آمر ، عبد را وادار مىكند كه امتثالش را براى بار دوّم تكرار كند .
مؤيد و يا دليل بر مدعاى مزبور رواياتى است كه در باب اعادهء نماز در حقّ كسى كه نمازش را فرادى خوانده و سپس جماعتى منعقد مىشود ، وارد شده است و مضمون اين روايات اين است كه :
نمازگزار مىتواند نماز فرادايش را به جماعت اعاده كند و خداى تعالى اختيار كند هركدام را كه نزدش محبوبتر است .
* * *
تشريح المسائل
* پس از آشنائى با امور و يا مقدّمات چهارگانهاى كه تقرير شد ادامهء بحث در چه امرى است ؟
ورود به اصل مبحث اجزاء است و تحقيق مقام به نحوى است كه آن را در دو موضع و يا به تعبير ديگر دو مرحله مطرح مىنمايد :
* انما الكلام در موضع و يا مرحله اوّل بحث در چيست ؟
در اين است كه : آيا انجام هر مأمور به على وجهه ، با همهء خصوصيات معتبرهء عقلى و شرعى مجزى از امر خود آن عمل هست يا نه ؟
آيا اين انجام و اتيان ، همان امر را از عهده مكلّف برمىدارد و مسقط تعبّد به آن امر مىباشد يا نه ؟
آيا اگر عمل را جامع يعنى با تمام اجزاء و شرائطش انجام دهيم ، باز هم بايد نسبت به آن امر و اين عملمان متعبد و موظّف باشيم يا نه ؟
الحاصل : بحث ما در موضع اوّل در اين است كه هر مأمور به را نسبت به امر خودش بسنجيم و در اجزاء و كفايت آن بحث كنيم ، فى المثل :
1 - اگر مولى در حال اختيار و تمكّن ما را به نماز با طهارت مائيّه امر نمايد ما نيز به عنوان مكلّف به دنبال امر مولى حركت كرده و نمازى با همهء اجزاء و شرائطش مع الوضوء ، آنچنانكه مطلوب مولى است انجام دهيم ، آيا تحقّق چنين نمازى خود آن امر اختيارى را از دوش ما برمىدارد يا اينكه آن امر پس از عمل و حصول غرض باز هم باقى بوده و از ما امتثال مىطلبد ؟
به عبارت مختصرتر اگر مولى بفرمايد : در حالت اختيار نماز را با وضو بخوانيد من مكلّف هم