هنگام طرح مسئله ابتداء مىگوئيم : هل الاتيان بالصلاة مع التيمّم مؤثر فى الاجزاء ، او علة للاجزاء ، أو لا ؟
به عبارت روشنتر : كان در مأمور به به امر اضطرارى و ظاهرى در دو جهت بحث و نزاع است : يك نزاع صغروى و يك نزاع كبروى .
به عبارت ديگر : تفاوتى كه ميان طرح نزاع به فرض اينكه مراد انجام مأمور به به امر اضطرارى و ظاهرى باشد و اينكه نزاع در انجام مأمور به به امر واقعى باشد در اين است كه :
بحث در صورت اوّل صغروى است و در فرض دوّم اگر تحقيق داشته باشد كبروى است .
الف : نزاع در صلاة مع الوضوء كه مأمور به امر واقعى اولى است يك نزاع كبروى است كه ارتباطى به مفاد و مضمون دليل ندارد بلكه بحث در رابطهء با حكم عقل است ، فى المثل : مولى فرموده بود : نماز را مع الوضوء انجام بده ، عبد هم امثال نمود ، نقصى هم در نمازش نبود .
حال سؤال اين است كه : آيا به حكم عقل ، اين نماز مجزى و يا به تعبير ديگر كافى هست يا اينكه نبايد توسط عبد تكرار شود ؟
نكته : چنين نزاعى فاقد اهميت بوده و جز برخى از عامّه مخالفى در مسئله مزبور وجود ندارد .
ب : امّا : نزاع در صلات با تيمم كه مأمور به به امر اضطرارى و مأمور به به امر ظاهرى است دو بحث مطرح است :
1 - يك بحث مربوط به مفاد دليل نماز مع التيمّم ، يعنى ( صغرى ) است كه در اينجا سؤال مىشود كه از نظر دليلى كه دالّ بر مشروعيت نماز با تيمم است ، نماز با تيمم چقدر ارزشمند است .
به عبارت ديگر : آيا نماز با تيمم مثل نماز با وضو ، وافى به تمام مصالح است يا اينكه نمىتواند به اندازهء نماز با وضو مصلحت ملزمه را تامين كند ؟
خوب قضاوت مىكنيد كه اين بحث يك بحث صغروى است .
2 - پس از آنكه مفاد دليل و مقدار دلالت آن معلوم گرديد و دانسته شد كه نماز با تيمم هم مثل صلات با وضو مىباشد و نقصى ندارد يك بحث كبروى مطرح مىشود و آن اين است كه :
آيا نماز با تيمّم وافى به تمام مصلحت هست ، آيا اقتضاء عليّت براى اجزاء را دارد يا نه ؟ كه اين خود مثل نزاع در صلاة مع الوضوء يك نزاع كبروى است .
* پس مراد از ( فافهم ) در پايان متن چيست ؟
شايد اشاره به اين است كه : مانعى ندارد كه يك عنوان مورد بحث واقع شود ، لكن :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٨٢