تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مأمور به به امر اضطرارى ، مثل امر به تيمم در صورت اضطرار و يا مأمور به به امر ظاهرى مثل انجام نماز به سبب قاعدهء اشتغال مىگوئيم : اختلاف در بحث اجزاء در اين است كه : آيا دليل دال بر مأمور به اضطرارى و ظاهرى ، دلالتش به نحوى هست كه مفيد اجزاء باشد ، يعنى وقتى مكلّف آن را انجام داد و مأمور به به ظاهرى و يا اضطرارى را آورد ، مجزى از واقع باشد يا اينكه نه چنين استفاده‌اى از آن نمىشود ؟ بنابراين : در فرض مزبور نزاع و اختلاف راجع به اقتضاء صيغهء امر است و نه اتيان و انجام مأمور به . به عبارت ديگر : اقتضاء به معناى دلالت است و نه به معناى علّت ؟ * عبارة اخراى اشكال فوق به لسان ساده‌تر چيست ؟ با ذكر مثال بيان كنيد ؟ مستشكل مىگويد : اگر هر مأمور به را در موارد سه‌گانهء مذكور ، نسبت به امر خودش بسنجيم در اين صورت كلمهء ( اقتضاء ) به معناى عليت است فى المثل مىگوئيم : 1 - آيا انجام نماز با وضوى واقعى ، اقتضاى اجزاء دارد يا نه ؟ بله و اقتضاى آن به معناى عليت است . 2 - و آيا نماز با تيم ، اقتضاى اجزاء نسبت به نماز مع التيمم دارد يا نه ؟ بله و در اين صورت نيز اقتضاء به معناى عليت است . * جناب مستشكل پس انما الكلام در كجاست ؟ در اينجاست كه كسى كه مثلا فاقد آب است و نماز را با تيمم انجام دهد و سپس متمكّن از آب شود ، آيا لازم است كه مجددا نمازش را بخواند يا نه ؟ درهرصورت سؤال ما در اين است كه : آن دليلى كه دال بر تجويز انجام نماز مع التيمّم است ، دلالتش چه مقدار است ؟ آيا مدلول اين دليل اين است كه : تا زمانى كه مكلّف فاقد آب است نمازش مجزى است يا اينكه نه ، معنايش اين است كه نماز با تيمم براى هميشه مكفى است و لو مصلّى پس از نماز با تيمم و داخل در وقت به آب نيز دسترسى پيدا كند ؟ الحاصل : 1 - اگر ما مأمور به ، به امر اضطرارى را نسبت به امر واقعى ملاحظه كرده و در نظر بگيريم ، به ناچار كلمهء ( اقتضاء ) بايد به معناى دلالت باشد و نه عليت . 2 - و نيز در مورد امر ظاهرى ، وقتى شما نماز را با وضوى استصحابى انجام داديد و بحث مطرح مىشود :