اجزا است .
به عبارت ديگر : انجام مأمور به با شرائط و اجزاء عقلى و شرعى معتبر در آن علّت تامه براى تحقّق امتثال و يا به تعبير ديگر حصول اجزاء است ، نه اينكه بواسطهء آن كشف از حصول اجزاء و تحقّق امتثال بنمائيم .
* قبل از طرح اشكال مستشكل مقدمة بفرمائيد چند نوع امر و در نتيجه چند نوع مأمور به داريم ؟
سه نوع امر و در نتيجه سه نوع مأمور به داريم :
1 - امر واقعى اختيارى ، و آن امرى است كه متوجه مكلف مىشود درحالىكه شئون واقعى و اختيارى در آن مورد نظر قرار گرفته است ، مثل امر به نماز با وضو كه در حال اختيار وظيفه مكلّف همين است .
به عبارت ديگر : مثل امرى كه به مكلفين مىشود كه نماز را با طهارت مائيّه يعنى وضو انجام دهند .
* چرا به چنين امرى واقعى مىگويند ؟
بخاطر اينكه : حالت شك و ترديد در آن ملاحظه نشده است ، بلكه حكم روى واقعى بار شده است و يا مىشود .
* چرا به آن واقعى اولى و يا به تعبير ديگر اختيارى گفته مىشود ؟
بخاطر اينكه حالت اختيار مكلّف مورد ملاحظه قرار گرفته است بدين معنا كه همان حالت واجديت نسبت به آب مورد لحاظ قرار مىگيرد و نه حالت عدم اضطرار .
بنابراين : از امر متعلّق به نماز با وضو ، تعبير به امر واقعى اولى و يا اختيارى مىشود .
2 - امر واقعى ثانوى و يا اضطرارى ، و آن امرى است كه حالت جهل و يا شك مكلّف در آن لحاظ نشده و يا نمىشود ، بلكه حالت اضطرار در آن مورد نظر قرار گرفته است ، مثل امر در آيهء شريفهء
( فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً )
« 1 » يعنى اگر امكان دسترسى به آب پيدا نكرديد و حالت اضطرارى براى شما پيدا شد ، نماز را با تيمم بخوانيد .
بنابراين : امر به صلاة مع التيمّم ، يك امر اضطرارى است كه از آن به امر واقعى ثانوى تعبير مىشود .
3 - امر ظاهرى و آن امرى است كه حالت جهل و يا شك و ترديد به واقع در آن مورد نظر
هامش
( 1 ) . نساء / 43 .