تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
به مداليل الفاظ ندارند بهتر مىبود كه ايشان نيز مثل شاگرد فرزانه‌اش مرحوم مظفر عمل كرد و اين مباحث را مستقلا مطرح مىنمود . علىاىحال ما كار خود را برطبق تنظيم مطالب از جانب صاحب كفايه دنبال كرده و در تركيب فصول و عناوين دخالت نمىكنيم . * مراد آخوند ( ره ) از ( الاتيان بالمأمور به . . . ) در صدر بحث چيست ؟ پاسخ به يك سؤال مقدّر است كه تقديرش چنين است : آيا انجام مأمور به بر وجه خودش يعنى آن‌طورى كه بر او لازم شده ، مقتضى اجزاء و كفايت هست يا نه ؟ و لذا مىفرمايد : اگر مكلّف واجب را مطابق خواستهء آمر و آن‌طور كه بر او واجب شده است انجام دهد ، قطعا امتثال حاصل مىشود ، و فى الجملة : يعنى با قطع نظر از تفصيل و جزئيات در آن جزى و مكفى است . بلا شبهة : يعنى كه در اقتضاى اجزاء فى الجملة ترديدى نيست ، چرا كه اگر انجام عمل مجزى از هيچ امرى نباشد ، لغو است كه احدى بدان ملتزم نمىباشد . منتهى مىفرمايد : قبل از هرگونه توضيحى و يا نقض و ابرامى جا دارد كه عناوينى همچون ( على وجهه ) ، ( يقتضى ) و ( اجزاء ) را معنا كرده بيان كنيم كه مراد از اين عناوين چيست ؟ * مراد از عنوان ( على وجهه ) در امر اوّل چيست ؟ احتمالا و ثبوتا امكان دارد كه مراد از آن يكى از سه معناى ذيل باشد : 1 - اينكه مكلّف مأمور به را به آن نهج يعنى كيفيتى كه شرعا و عقلا بايسته است انجام دهد . به عبارت ديگر : مأمور به بايد واجد خصوصياتى باشد كه از طرف شرع و يا عقل در آن معتبر شده است : - خصوصيات شرعى مأمور به اعم از اجزاء و شرائط آن مىباشد فى المثل : در نماز ، ابتداء تكبيرة الاحرام ، سپس قرائت ، پس از آن سوره و به دنبال آن ركوع و بعد از آن سجدتين . . . الى آخر از حيث رعايت ترتيب و نظم در عمل . - خصوصياتى كه به حكم عقل معتبرند ، مثل قصد قربت به معناى قصد امتثال چونكه گفته شد كه قصد قربت اگر به معناى داعى الأمر و يا قصد امتثال امر باشد ، شارع مقدس نمىتواند آن را به صورت شرطيت و جزئيّت در متعلّق امر خود اخذ و اعتبار نمايد . و لذا از آنجا كه قصد قربت از كيفيات و شئون اطاعت است ، عقل در مواردى كه غرض مولى بدون قصد قربت حاصل نمىشود در باب اطاعت حكم به اعتبار قصد قربت مىكند . الحاصل : به نظر مرحوم آخوند بحث در اين است كه : اگر مأمور به با جميع جهات و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 271 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى