بهتر اين بود كه خداى تعالى بجاى اينكه بفرمايد : اسرعوا و فاستبقوا ، ما را تشويق به سرعت كرده بفرمايد : احذروا من غضب ترك المسارعة و يا بفرمايد : احذروا من شرّ ترك الاستباق .
الحاصل : اولى اين بود كه بجاى تشويق ، ما را تحذير مىفرمود :
بنابراين : سياق آيه نشاندهندهء استحباب است .
* وجه دوّم و يا ديگر گواهتان مبنى بر اينكه اينگونه آيات دلالت بر استحباب دارند و نه بر وجوب فور ، چيست ؟
اينست كه : اگر اينگونه امرها دلالت بر وجوب بكند ، مستلزم تخصيص اكثر است .
يعنى : بايد گفت : سارعوا الى الخيرات الّا المستحبات و اكثر الواجبات . چرا كه انجام بسيارى از مستحبات موجب خير و مغفرت است و حال آنكه سرعت و استباق در مستحبات واجب نيست ، حتى در بيشتر واجبات نيز سرعت واجب نمىباشد ، بلكه تراخى جايز است .
* چه بايد كرد كه تخصيص اكثر لازم نيايد ؟
- يا بايد : دو امر سارعوا و فاستبقوا و امثالهم را حكم بكنيد بر استحباب . يعنى خرج ما خرج و يا حل بكنيد بر طلب مشترك ، يعنى كه سارعوا در برخى موارد واجب و در برخى موارد مستحب است .
* وجه سوّم و يا شاهد ديگرتان بر اينكه اينگونه آيات براى استحباباند و نه براى وجوب چيست ؟
اينست كه : سرعت بر مغفرت ، و سبقت بر خيرات ، به حكم عقل مستقل نيكوست . يعنى عقل هر عاقلى بالاستقلال حكم مىكند بر اينكه سبقت بر خيرات و سبقت بر مغفرت كار نيك و پسنديدهاى است .
- وقتى عقل مستقل شد بر حكم مزبور ، امر شارع مىشود امر ارشادى و نه مولوى .
* امر ارشادى يعنى چه ؟
يعنى هرچه با مورد لحاظ قرار دادن مادّهء امر از آن استفاده مىشود ، امر شارع نيز در آن مورد ما را به سوى همان چيز راهنمايى مىكند و مطلب تازهاى برآن نمىافزايد .
فى المثل : در مادّهء اسرعوا ، يعنى سرعت الى الخير با قطع نظر از امر به ضرورت عقل حسن و نيكوست . و در مادهء فاستبقوا ، كه سرعت الى المغفرت است با قطع نظر از امر به حكم عقل مستقل حسن و پسنديده است ، و لذا ما را تشويق مىكند كه از چنين موقعيتهايى استفاده كنيد و كارش تنها تأكيد و تشويق بر چيزى است كه در خود مادّه خود دارد ، و لكن مطالب نو و تازهاى
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٧