* جناب آخوند صيغهء افعل دلالت بر فور دارد يا تراخى ؟
نه دلالت بر فور دارد و نه بر تراخى بلكه همانطور كه كرارا گفته شد دلالت بر مطلق طلب دارد يعنى طلب طبيعت و يا به تعبير ديگر ماهيّت . و لذا بايد از خارج بدست آورد كه فلان عمل فورى است يا كه نه تراخى دارد .
بله ، گاهى به اطلاق صيغه فرموده كه فلان عمل را انجام بده و آن را مقيّد بر فور نكرده است ، در چنين جايى گرچه فور جايز است و لكن مىتوان با انضمام مقدّمات حكمت گفت كه تراخى هم جايز است .
- البته اگر كسى قائل به مرّه شود بلا اشكال با يكبار اتيان مأمور به امتثال امر حاصل مىشود و وقتى كه با يكبار انجام مأمور به امتثال امر حاصل و در نتيجه امر ساقط مىشود ديگر جايى براى تكرار آن وجود نخواهد داشت .
الحاصل : مختار ما اينست كه : صيغهء افعل نه دلالت بر مرّه دارد و نه بر تكرار بلكه دلالت بر مطلق طلب طبيعت دارد .
* جناب آخوند آيا مىتوان در امتثال امر با استفاده از اطلاق لفظى به همان كفاية المرّه اكتفا نمود .
اگر مولى بواسطهء خطابش در مقام بيان تمام مراد باشد و مأمور به را هم مقيّد به قيدى نكرده باشد كه مثلا دو بار و يا چند بار آب بياور ، بله ، مىتوان از همان اصل لفظى و يا به تعبير ديگر اطلاق لفظ استفاده نمود و در امتثال امر به همان مرّه و يا يكبار انجام دادن مأمور به اكتفا نمود ، و لكن :
اگر خطاب در مقام بيان تمام مراد نباشد بلكه در مقام اجمال و يا در مقام اهمال است . مثلا مجلسى برپا كرده ، برخى از افراد آن مجلس تشنه و برخى نه ، تشنه نيستند ، ولى مولى به عبدش مىگويد : آب بياور به مجلس ، يعنى امر را مطلق آورده و در مقام بيان اين مطلب نيست كه يك بار آب بياور يا دو و يا چند بار ، بلكه خواستهاش را از روى تعمّد مجمل و يا مهمل مىآورد . و لذا :
وقتى خطاب مولى در مقام بيان تمام راد نيست نمىتوان از اطلاق لفظ و يا به تعبير ديگر اصل لفظى استفاده نمود ، بلكه بايد از اصل عملى استفاده نمود .
فى المثل : عبد با توجه به امر مولى يكبار آب مىآورد ، پس از آن شك مىكند كه آيا بار ديگر بايد آب بياورد يا نه ؟ مىگويد : الاصل ، البراءة .
پس : در كفاية المرّة يا از اصل عملى استفاده مىشود و يا از اصل لفظى .
* جناب آخوند اگر در كفاية المرّة اشكالى وجود ندارد پس انما الكلام در چيست ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٤