تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
* جناب آخوند فرموديد كه صيغهء افعل نه دلالت بر فور دارد و نه بر تراخى چرا كه تبادر ، مطلق طلب يعنى ايجاد طبيعت مأمور به را نشان مىدهد ، حال سؤال ما اينست كه اگر كسى بخواهد صيغه را مقيّد كند بر فور يا تراخى چه بايد بكند ؟ بايد به دنبال دليل خارجى برود و از خارج بدست آورد كه فى المثل فلان امر براى فوريّت است و يا براى تراخى . * آيا دليل خارجى بر اين مطلب وجود دارد ؟ برخى مدّعى شده‌اند كه بله آيات و روايات فراوانى بر اين مسئله دلالت دارند . فى المثل : مولى فرموده :
سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ .
در اينجا : 1 - امر شده است كه سرعت گرفته ، شتاب كنيد به سوى سبب مغفرت . 2 - انجام مأمور به سبب مغفرت است . بنابراين امر سارعوا ، دلالت بر فور دارد . و يا فى المثل مولى فرموده :
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ، *
و در اينجا نيز : 1 - امر شده است كه سبقت گرفته ، به سوى خيرات شتاب كنيد . 2 - انجام مأمور به سبب خيرات است . پس امر فاستبقوا دلالت بر فور دارد . * نظر حضرتعالى راجع به ادّعاى مزبور چيست ؟ اينست كه : اين‌گونه امرها براى استحباب است وجوب فور از آنها فهميده نمىشود . * گواهتان بر اين مدّعى چيست ؟ - شاهد اوّل سياق آيه است ، يعنى اگر ما سياق آيه را مورد ملاحظه قرار دهيم ، بدين معنا كه با هيئت سارعوا و فاستبقوا ، كارى نداشته باشيم ، بلكه مادّهء اين دو امر كه سرعت الى الخير و سبقت الى المغفرت است را در نظر بگيريم ، عرفا استحباب فهميده مىشود ، نه وجوب . - و لذا وقتى ماده متناسب با استحباب است ، هيئت نيز دلالت بر استحباب دارد . - به عبارت ديگر : معناى آيه اين نيست كه اگر به سوى خير و مغفرت سرعت و سبقت نگيريد ، معاقب و يا به تعبير ديگر مورد غضب واقع خواهيد شد و شرّ گريبان شما را خواهد گرفت . به عبارت ديگر : اگر بنا بود كه به دنبال ترك سرعت و ترك سبقت ، غضب وارد شده ، شرّ گريبان ما را بگيرد ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 266 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى