تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
باشد كه آن عمل واجب نفسى ، عينى و تعيينى است ؟ - بله ، مىتواند . * چطور اطلاق صيغهء بيانگر اين امور است ؟ چون هريك از اين امور داراى يك طرف مقابل است ، مثلا طرف مقابل واجب نفسى ، واجب غيرى و طرف مقابل واجب عينى ، واجب كفائى و طرف مقابل واجب تعيينى ، واجب تخييرى است ، منتهى طرف مقابل هريك از اين امور نيازمند قيد است و لذا : 1 - براى واجب غيرى بايد بگويد : وجب لوجوب غيره . 2 - براى واجب تخييرى بايد بگويد : وجب ان لم يفعل . . . 3 - و براى واجب كفائى بايد بگويد : اگر ديگرى انجام نداد بر تو واجب است . - حال : اصالة الاطلاق بيانگر اين است كه مولى در مقام بيان بوده و اگر اراده‌اش به اين امور تعلّق گرفته بود آنها را با ذكر اين قيود بيان مىكرد لكن آنها را مقيّد نكرده پس مرادش واجب نفسى عينى تعيينى بوده است . و لذا : وقتى يك عمل واجبى بدون قرينه شده اطلاق كلام مىگويد كه اين واجب نفسى ، عينى و تعيينى است مثل مثلا نماز ظهر ، و ارادهء طرف مقابل هريك از اين امور نيازمند به يك مئونه زائده است . * جناب آخوند گاهى مولى عبدش را مورد نهى قرار داده فى المثل مىگويد لا تخرج من البيت كه از آن تعبير به حظى مىشود و يا اينكه خود عبد توهّم مىكند كه بيرون رفتنش از نظر مولى ممنوع است كه از آن تعبير به توهّم حظى مىشود و لكن بعد از اين نهى و يا توهّم حظى ، امر مىآيد كه برو از خانه بيرون ، سؤال ما اينست كه اين امر بعد الحظى و يا توهّم الحظى ظهور در چه معنايى دارد ؟ 1 - برخى معتقدند كه ظهور در اباحه دارد ، بدين معنا كه تاكنون بيرون رفتنش از خانه ممنوع بود لكن با صدور اين امر ، ممنوعيّت خروج برداشته شد . - و اما شواهدشان بر اين مدّعا عبارتست از اينكه : - خداى تعالى مرد را از مباشرت با زن در حال حيض نهى مىفرمايد ، لكن سپس پيامبر مىفرمايد وقتىكه از حال حيض خارج شد با او مباشرت كن ، كه اين امرى است بعد الحظى . - اين امر ظهور در اباحه دارد يعنى كه مباشرت پس از انقضاى حالت مزبور مباح است . - و يا مىفرمايد در اباحه دارد يعنى كه مباشرت پس از انقضاى حالت مزبور مباح است . - و يا مىفرمايد در حال احرام صيد نكنيد و لكن پس از آن مىفرمايد :
إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا ،