پس : از طرفى شك در خصوصيات نيّت شك بدوى است ، و از طرفى هم نوع مردم از اين خصوصيات غافل هستند .
به عبارت ديگر : مردم در تعبّدى و يا توصّلى بودن اعمال مورد تكليف غافل نبوده و همه مىدانند كه چه اعمالى از تعبّدياتاند و چه اعمالى از توصليّاتاند ، و لذا نه شك در اينگونه موارد شك بدوى است ، و نه مغفول عنه مىباشند و لكن در خصوصيّات ، هم شك ما شك بدوى است و هم نوعا مغفول عنه مىباشند بدين معنا كه معمولا به ذهن كسى نمىآيد كه خصوصيّات نيّت بايد چگونه باشند . و لذا :
- وقتى هم شك در خصوصيّات نيّت بدوى است و هم اينگونه موارد نوعا مغفول عنه مىباشند ، بيانش وظيفهء شارع است ، و لذا اگر چنين بيانى از جانب شارع نرسيده باشد ، اصالة البراءة جارى كرده مىگوييم :
- انشاءالله كه اين خصوصيّات معتبر نمىباشد ، يعنى لازم نيست كه قصد وجه و يا . . . در نيّت عبادات معتبر باشد و اين همان فرقى است كه ميان نيّت و خصوصيّات نيّت وجود دارد .
* جناب آخوند اگر كسى اشكال كرده بگويد : درست است كه وقتى شك مىكنيم د اينكه آيا در فلان عمل نيّت شرط است يا نه ؟ و به تعبير ديگر تعبدى است يا توصّلى ؟ نمىتوان از اطلاق لفظى و اطلاق مقامى استفاده نمود و عقلا جاى احتياط است و دستيابى به يقين به حصول امتثال و لكن مىشود كه برائت عقليّه جارى نشود ولى برائت شرعيه جارى بشود .
- اينكه برائت عقليّه جارى نشود بخاطر اينكه شك ما شكّ در امتثال است و لذا عقل مىگويد :
بايد كارى بكنى كه امتثال را احراز بكنى .
امّا ادلّهء برائت شرعيه مىگويد : رفع ما لا يعلمون ، يعنى هر چيزى را كه نمىدانيد از عهدهء شما برداشته شده و نسبت به آن آزاد هستيد و لذا برائت عقليه كنار مىرود ، چرا كه وقتى برائت شرعيّه جارى مىشود فكر انسان از وجود خطر مجازات راحت مىشود ، و اين برائت شرعيّه است . چه مىفرماييد ؟
- پاسخ ما اينست كه : برائت شرعيّه در جايى جارى مىشود كه وضع و رفع آن در دست شارع باشد ، فى المثل : اينكه : سوره در نماز واجب است يا نه ؟ به عهدهء شارع است و لذا امكان دارد كه آن را واجب كند و ممكن است كه نه واجب نكند ، در نتيجه وقتى به وجوب يا عدم وجوب آن علم نداشتى ، برائت جارى مىكنى .
- و امّا وضع نيّت در عبادات در دست شارع نيست ، بلكه اين عقل است كه آن را در عبادات
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٥٩