- اصل اصالة الاشتغال و يا به تعبير ديگرى اصل احتياط است ، و لذا بايد چنين عملى را با نيّت انجام دهيد .
* اما جناب آخوند شما كه در باب اقلّ و اكثر كه مثلا وقتى شك مىشد آيا نماز 10 جزئى واجب است و سوره جزء نماز است و يا 9 جزئى واجب است و سوره جزء نماز نيست برائتى بوديد ، چطور شد كه در اينجا احتياطى شديد و در جزء مشكوك كه آيا نماز نيّت مىخواهد يا نه به جناب اشتغال رفتيد ؟
- بله ، در آنجا شك ما در مقدار مأمور به بود كه آيا ده جزء است و يا نه جزء ؟ و لذا در آن مقدار زائد برائت جارى مىكرديم ، و لكن در اينجا شك ما ، شك در مقدار نمىباشد ، بلكه شك در حصول امتثال است ، يعنى ما شك داريم كه آيا اگر اين عمل را بدون نيّت انجام بدهيم امتثال امر حاصل مىشود يا نه ؟ و به هنگام شك در حصول امتثال اين عقل است كه حكم مىكند به اينكه بايد عمل را به گونهاى انجام دهى كه براى تو اطمينان حاصل شود كه امر مولى حاصل شده است .
* جناب آخوند آيا ممكن است گفته شود كه خير ، در اينجا برائت جارى مىشود و نه قاعدهء اشتغال تا اينكه فرق گذاشته شود ميان اعتبار نيّت و خصوصيات نيّت ؟
- بله ، ممكن است .
* چطور و چگونه به چنين فرقى قائل مىشويد ؟
- مىگوييم : از آنجا كه شك در نيّت شك بدوى نمىباشد و لكن شك در خصوصيات نيّت ، شكّ بدوى است .
* چطور شك در تعبّدى و يا توصّلى بودن يك عمل شك بدوى نمىباشد ؟
- چونكه اجمالا مىدانيم كه برخى از واجباتى كه وجود دارد تعبّدى و برخى ديگر توصّلى است ، يعنى شك ما شكى است كه همراه با علم اجمالى است به اينكه هم واجب تعبّدى داريم ، هم واجب توصّلى .
- بله ، در اينجا شك ما در اينست كه آيا فلان عمل و يا مصداق از تعبديّات است و يا از توصليّات و لذا اينگونه موارد را از تعبديّات به حساب مىآوريم .
- و اما آنجا كه شك ما در خصوصيات نيّت است ، شكى بدوى است ، چرا كه شك ما در اينست كه آيا در اعمالى كه از عباداتاند و نيّت لازم دارند ، قصد وجه معتبر است يا نه ؟
به عبارت ديگر : شك ما در اينست كه : آيا لازم است كه نيّت العبادة ، متضمّن قصد وجه باشد يا نه ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٥٨