اوّلا : تعدّد امرى در اينجا ديده نمىشود ، چرا كه شارع مقدّس ، همانطور كه توصليّات را واجب فرموده است ، تعبديّات را نيز همانطور واجب فرموده است ، فى المثل :
- در توصليّات مىفرمايد اگر لباست نجس شد آن را بشوى ، و در تعبديّات هم مىفرمايد : اگر كسى از دنيا رفت ، كفن و دفنش كنيد .
پس كيفيّت طلب تعبديّات با كيفيت طلب توصليّات ، تفاوتى ندارد .
* جناب آخوند آيا هيچ تفاوتى بين تعبديّات و توصليّات وجود ندارد ؟
- چرا تفاوت وجود دارد و آن عبارتست از اينكه :
1 - در امور تعبديّه ، ثواب و عقاب دائر مدار قصد انفصال است ، يعنى اگر مكلف عمل را با قصد امتثال امر مولى انجام داد قابل قبول و داراى ثواب است و لكن چنانچه بدون قصد امتثال آن را انجام دهد باطل بوده و معاقب است .
2 - و امّا در امور توصليّه ، اگر مكلّف عمل را به قصد امتثال امر انجام دهد داراى ثواب است و لكن چنانچه آن را بدون قصد امر انجام دهد ، تكليف ساقط مىشود و لكن ديگر ثوابى به او داده نخواهد شد .
بنابراين ، همانطور كه توصلى داراى يك امر است ، تعبّدى هم داراى يك امر است .
ثانيا : اگر دو امر در كار باشد بدين صورت كه مولى اول بفرمايد : صلّ ، پس از آن دوباره بفرمايد :
صلّ به قصد القربة و يا بفرمايد : لا بدّ من قصد القربة اين سؤال پيش مىآيد كه آيا امر اوّل يعنى صلّ حالت توصليّت را دارد تا اينكه به مجرّد انجام عمل ساقط شود ، و يا اينكه نه حالت تعبديّت را دارد كه امرى است شديد و سنگين ؟
1 - اگر امر اوّل حالت توصليّت را داشته باشد كه به مجرّد انجام عمل ، غرض از آن حاصل شده و ساقط گردد ، ديگر امر دوم نمىتواند ماهيّت آن امر اوّل را عوض كند ، بدين معنا كه نمىتواند عمل توصّلى را تبديل به تعبّدى كند تا درعينحال كه نياز به قصد قربت ندارد ، نيازمند به قصد قربت شود . چرا كه امر اوّل ذاتا سبك بار صادر شده است و نمىشود كه با امر دوم آن را شديد و سنگين نمود .
2 - و اگر امر اول ذاتا شديد و سنگين است ، به نحوى كه با انجام آن غرض حاصل نمىشود مگر با قصد قربت ، ديگر نيازى به امر دوم ندارد ، بلكه عقل خود ملاحظه مىكند كه اگر امر غليظ و شديد را بدون قصد امتثال امر انجام دهد غرض حاصل نمىشود .
* جناب آخوند بلاشك قسمتى از واجبات توصلى و قسمتى هم تعبّدى است و لكن سؤال
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٥٤