تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
نمىگردد و كذب هم نمىباشد ، فى المثل : شما در مقام كنايه مىگوييد : زيد كثير الرّماد ، يعنى زيد خاكسترش زياد است بدين معنا كه چون مهمان فراوان دارد ، پخت‌وپزش زياد است ، در نتيجه خاكستر هيزمى كه جهت آتش استفاده مىكند زياد است و اين كنايه از جود اوست و حال آنكه ممكن است يك مثقال خاكستر هم نداشته باشد . آيا اين كثير الرّماد كه در اينجا و در مقام كنايه استعمال شده است ، كذب است ، خواهيد گفت كه نه . پس اگر ( كثير الرّماد ) در مقام اعلام استعمال شود بله بايد كه كثير الرّماد باشد و الّا كذب است ، و لكن اگر در مقام كنايه يعنى جود استعمال شود و لو هيچ خاكسترى نداشته باشد كذب نيست . پس دواعى مختلف است . * جناب آخوند چرا جملهء خبريه در مقام انشاء به نحو آكد دلالت بر وجوب مىكند ؟ زيرا : اخبر بالوقوع فى مقام الطلب ، و اخبار به وقوع در مقام طلب ، كاشف از اينست كه مولى راضى به ترك آن عمل نمىباشد . * جناب آخوند مرادتان از اينكه در متن فرموده‌ايد استعمال جملهء خبريه در مقام وقوع ابلغ است چيست ؟ اينست كه : اوّلا : اخبار به وقوع در مقام طلب ، كاشف از عدم رضاى مولى به ترك است . ثانيا : تأكيد در مقام طلب هم تناسب بسيارى دارد با وجوب . در نتيجه : بيان وجوب با جملهء خبريه هم مطابق با مقتضاى حال است ، كه اين همان معناى ابلغيّت است . * جناب آخوند سومين دليل بر دلالت افعل بر وجوب چيست ؟ مقدمات حكمت است كه بيان آن اينست كه : 1 - ارادهء طلب ( يا به تعبير ديگر وجوب ) در ميان محتملات اصلح است ، بخاطر آن نكتهء عقلى كه در بالا گذشت . 2 - وقتى ارادهء وجوب در ميان محتملات اصلح شد ، ارادهء غير وجوب نيازمند به قرينه است . 3 - متكلّم حكيم در مقام بيان ، قرينه‌اى بر ارادهء غير وجوب نصب نكرده است . پس : اراده‌اش از افعل ، وجوب است . * جناب آخوند چند وجه و يا دليل بر دلالت صيغهء امر بر وجوب وارد شده است از جمله : تبادر و
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 248 | الآخوند الخراساني / جميشد سميعى